اشراق

یادداشت های یک فرهنگ دوست

هنر
  • یا مرتضی علی (ع)
کتاب
  • “بوی خوش عطر” رونمایی شد
طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با موضوع «منبر :: مجازی» ثبت شده است


-        احتمالا شنیده اید این جمله معروف را که «احساس ناامنی از خود ناامنی خطرناک تر است»؛ من که به نظرم این جمله، یکی از اون حکیمانه ترین جملاتی است که تا حالا مطرح شده است. به این خاطر که سرمنشا نا امنی که مقوله ای از جنس احساس است را به خوبی بیان کرده است. همه هم تا این جمله را می شنود با اندک تصوری، تصدیق کرده و تاییدش می کنند. فکر کنم شما هم از آن دسته باشید.

-         حالا یک سوال دارم. به نظر شما محبت نسبت به افراد پس از احساس امنیت از جانب آن ها در انسان ها شکل می گیرد و یا آن که ابتدا ما به کسی علاقه پیدا می کنیم و بعد در کنارش امنیت می یابیم. یعنی در واقع امنیت، محبت آفرین است یا محبت، امنیت آفرین؟

-         من به نظرم می آید که این امنیت است که محبت آفرین است. شما اگر مثال های نقد فراوانی را که در اطراف مان از روابط عاشقانه و سوزناکی که تبدیل به طلاق و جدایی گردیده است را مشاهده کنید می بینید ریشه یابی این اتفاقات احساس ناامنی در کنار فرد مورد نظر است. در واقع آرامش و امنیت خیال است که محبت را روز افزون می کند و عدم امنیت و ناآرامی است که محبت ها را کم تر کرده است.

یا مثلا ما نسبت به افرادی که نمی شناسیم، غالبا محبتی نداریم در حالی که در صورت شناخت و ایجاد عوامل امنیت آفرین، محبت و علاقه ایجاد شده و وابستگی ها هم بیشتر می شوند.

علاوه بر این، امنیت اعتماد آفرین هم هست. یعنی من وقتی به کسی اعتماد می کنم که نسبت به او احساس امنیت کنم و خیالم از بابت او در زمینه ای که به او اعتماد کرده ام راحت باشد و امن. یا دروغ گویی بد است چون نمی توان به فرد دروغ گو اعتماد کرد و نسبت به قضاوت و اخبار او امنیت خاطر داشت و بر اساس آن دست به انتخاب زد و یا دیدگاه خود را با گفته های او تنظیم نمود. اساسا من سراغ ندارم که به صورت طبیعی کسی پیدا شود که فرد دروغ گو و یا غیر قابل اعتماد و غیر قابل اتکا را دوست داشته باشد واگر مجبور نباشد بتواند او را تحمل کند. من که خودم این طور هستم.

-         در روایات ما به صورت گسترده ای نهی شده است از همه این رفتارهای ناپسند. مثلا همین که می فرمایند: «لا دین لمن لا عهد له»، «لا دین لمن لا صبر له» و ... این برای این است که امنیت خاطر و آرامش روانی در جامعه اسلامی حاکم باشد. مسلمان ها به هم اعتماد کنند و در آخر همدیگر را دوست داشته باشند. تصور کنید در جامعه ای که بدعهدی، بی صبری، دروغ گویی، گناه­کاری و... شیوع داشته باشد نگاه افراد به همدیگر چگونه است و چه احساسی به همدیگر دارند؟ در مقابل تصور کنید آن چه اسلام در ترسیم آرمان شهر دینی بیان می کند که جامعه ای لبریز از فضایل و سجایای اخلاقی است و به قول معروف همان طور که بر اساس «مفاتیح الجنان» رابطه خود را با خدا اصلاح می کنند، بر اساس «مفاتیح الحیاه» رابطه شان را با جهانیان و نظام هستی اصلاح می کنند. تصور چنین فضای امن و آرامی چقدر محبت افرین و بهجت افزاست.

-         حقیقتا باور من این است که مهم ترین کلید تنظیم روابط اجتماعی در دیدگاه های اسلام، محبت و دلسوزی در جهت تکامل انسان هاست. یعنی این که افراد همدیگر را دوست داشته باشند و در جهت رشد و تکامل همدیگر مساعدت کنند. رمز و عمق دستور به امر به معروف و نهی از منکر هم – که فراغی بیشتر برای بحث در این باره می طلبد - همین است. پس بیاییم امن و امان و امنیت آفرین برای دیگران داشته باشیم تا محبت و علاقه بین مان زیادتر شود و  زندگی، خانواده و جامعه بهتری داشته باشیم. 

مهدی صنعتی
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۴ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۳ نظر

-         حتما شما هم این روایت رو که توصیه به سرکشی به اهل قبور کرده اند رو شنیده اید. اینی که حضور در آرامستان ها همراه با  تفکر و تدبر در حقیقت مرگ رو برای ما مفید دونستن. اساسا تفکر و تعقل امری بسیار ممدوح و مورد قبول اسلام است و بسیار به این کار سفارش شده و مورد تاکید ائمه ما هم هست و خودشان در معارف دینی نگاهی ژرف نگرانه داشته اند.

-         بیمارستان­ها و درمان­گاه ها به واسطه رنگ و عطری که از مرگ گرفته­اند و موسیقی متنی که از ناله و جیغ و شیون دارند به نظرم بی­شباهت به آرامستان­ها نیست. یعنی افرادی که اقلا چند ساعتی رو به صورت مداوم توی بیمارستان به دلیل بیماری و یا همراهی با یک بیمار، می­گذرانند فضای تاملات و تفکرات­شان خیلی نزدیک و در بسیاری از موارد مطابق با هم است.

-         در همین مکان هاست که آدم با حقیقت افراد آگاه می شود. گاهی ظواهر خیابان ها و معابر شهرهای مان، ما رو با این سوال روبرو می کند که چرا مردم از دین روی گردانند؟ چرا ظواهر شرعی رو رها کردند و بهش پای بند نیستن؟ از یه طرف هم وقتی مناسبت هایی می شود یا موعد تشییع شهیدی می شود یا ایام استغفار و توبه هست می بینیم که چه دل بی تابی دارن همین آدمایی که تا دیروز دغدغه فرار از دین شون رو داشتیم. بعد سوال جدیدی پیش میاد که خب چرا؟

-         واقعیتش من وضعیت فعلی را محصول کار مشترک خانواده ها ، نظام آموزشی و روحانیت میدونم. اونم چون هر کدوم وظایفی که دارند رو به خوبی انجام نمی دهند. اما امیدم هم خیلی زیاد است. واقعا خدا دل ها و اعماق وجود بندگانش را برای خودش قرار داده است و مردما رو از همون حس معنوی شون حفظ می کنه. کافیه خیلی از کارایی که بی توجه بودیم و افراد، خانواده ها و روحانیت اصیل به اونا توجه داشتند رو دوباره احیاء کنیم.

-         امید هست. خیلی هم هست. فقط باید خوب دید و بهتر اقدام نمود.

 

پ.ن:

-         یکی از اون کارایی که خوبه تو برنامه مون داشته باشیم مراجعه به روایات و بهره مندی از نورانیت موجود در آن هاست. خب قطعا آدم ها به اندازه علم و تخصص شان در علوم دینی می توانند برداشت از روایات کنند و نباید فکر کنیم که هرکس مجاز هست که از این دسته از معارف اسلامی هرجوری خواست برداشت کنه. بالاخره در روایات هستند دسته ای که با دسته ای دیگر از روایات متعارضند و نیاز به مرجحات و البته شناخت و دانش حدیث دارد. 

مهدی صنعتی
۰۴ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۲۶ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ نظر

1. نمی دونم شده که بعضی وقت ها با دیدن و یا خوندن سرگذشت برخی آدم ها تو  یه خلسه ی عمیقی فرو برید که : ای خدا ، اینا کی بودند و ما کی هستیم ؟ یعنی می شه آدم این جوری بشه ؟ اون وقته که لرزشی وجودتون رو فرا می گیره ، این حالت رو خیلی دوست دارم چون به نظرم از ناب ترین اتصالات وجودی آدماست . مدتی است این قدر از این تذکر ها و انذار ها و افسوس ها جلوی چشمم اومده که واقعا می دونم برای خلاف این مسیر حرکت کردن هم دیگه سر سوزنی حجت برام مونده چه برسه به غفلت !

2. به نظرم که مشکل ما آدم ها و فی الواقع دین داری امثال ماها اینه که دین رو شاید بیشتر تو  حوزه ی فردی می بینیم . یعنی همین نماز و روزه و ... . اصلا این طور نمی بینیم که این دنیا بر مدار علت و معلول هاست و هر کاری که بکنی هر چند کوچک روی همه دنیا اثر می ذاره . خیلی کم پیدا می شه بین ماها که مثلا نوع صحبت کردنش رو موثر در نوع نماز خوندنش ببینه و یا نوع عبادت کردنش ؛ یا این که اصولا برامون دغدغه ای وجود داره که سعی کنیم برای رسیدن به کمالاتی که فقط ما شایسته ی رسیدن به اون ها هستیم این قدری که برای تامین معاشمون کار می کنیم انگیزه و دغدغه داشته باشیم ؟

مهدی صنعتی
۱۸ آذر ۸۸ ، ۰۶:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

ایام ، ایام ماتم و دو عزای بزرگ است . یکی عزای بانوی دو عالم صدیقه ی طاهره حضرت زهرا (س) و دیگری رحلت جانگداز سکاندار انقلاب اسلامی و بزرگ مرد جریان ساز قرون حضرت امام خمینی ( ره ) می باشد . نکته ی جالب دراین تقارن آن است که امسال علاوه بر آن که در روز ولادت حضرت زهرا به شادی میلاد امام خمینی هم خواهیم نشست هم اکنون در ایام شهادت ایشان به عزای امام نشسته ایم و چه زیبا تعبیری است که او که خود مفسر دین بود این گونه با شارعین هم زمان شده است و این سان مردم او را سایه ی آنان می دانند .....

 

 

مهدی صنعتی
۱۴ خرداد ۸۷ ، ۱۹:۵۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر
مهدی صنعتی
۰۸ تیر ۸۵ ، ۰۱:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ نظر