اشراق

یادداشت های یک فرهنگ دوست

هنر
  • یا مرتضی علی (ع)
کتاب
  • “بوی خوش عطر” رونمایی شد
طبقه بندی موضوعی

۱۱ مطلب با موضوع «یادداشت ها :: علمی» ثبت شده است


پس از حضور غرور آفرینی که دکتر احمدی نژاد در اجلاس دوربان 2 داشت تلویزیون داشت از قول ایهود باراک صهیونیست هم وطن که شنیده ام مدت ها در یزد زندگی می کرده است در واکنش به این امر می گفت : " حضور احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان 2 به عنوان میهمان تاییدی است بر این که جهان به سمت جنون می رود " اما بر خلاف قسمت اول صحبتش من با بخش دومش بسیار همراه شدم و بر دلم نشست : " جهان دارد به سمت جنون می رود "

****

زنی بود حدود 45 ساله . زیر نویس تلویزیون او را مبارزی لبنانی معرفی می کرد که داشت جانکاه ترین خاطره اش را بر زبان می آورد . می گفت : " اسراییلی ها ایام درو کردن محصولات برای غارت به شهرهای فلسطینی حمله می کردند . مردم نیز برای مصون ماندن از آزار و اذیتشان قبل از هر کاری زنان و دختران جوان و کودکان را از شهر فراری می دادند تا گزندی به آنان نرسد . می گفت زنی 3 روز از وضع حملش گذشته بود و خدا پسری را به او داده بود . اسراییلی ها داشتند می آمدند و پدر شوهر او در حال راضی کردن این زن برای فرار از مهلکه و او در حال مجاب نمودن پدر شوهر که من با این وضعم که نمی توانم شما را همراهی کنم و این ها هم هر چه یاشند بالاخره برای غارت می ایند و نه برای کشتن . هر چه خواستند می برند و با من کاری ندارند . من که زنی هستن و این هم کودکی آن ها هم خودشان زن دارند و بچه . قطعا کاری با من نخواهند داشت . بالاخره پدر شوهر از سر ناچاری فرار را بر قرار ترجیح می دهد . سربازان می آیند و غارت می کنند و به مادر و کودک می رسند . کودک را که می بینند فرمانده شان او را روی دست بلند کرده و شروع به باز کردن قنداق ، راستی گویا زمستان هم بوده است و هوا سرد . مادر با لحنی سرشار از التماس از او می خواهد که با کودکش کاری نداشته باشد و اسراییلی در جواب می گوید می خواهم بدانم پسر است یا دختر . کودک را که تماما لخت می کند می فهمد که پسر است . خطاب به مادر می گوید فکر کنم نامش یا حسن است یا حسین و مادر در جواب می گوید حسن است . یه یک باره نیمی از کودکش را در دست راست اسراییلی و نیمی در دست چپش . او را از وسط دو نیم کرده بود . "

 این خاطره هم بر جانم نشست لکن نه از نوع نشستن سخن ایهود باراک . زخمی بر قلبم نهاد که فکر می کنم سخت بتوانم این خاطره را فراموش کنم .

****

باورم بر این است که همیشه از سوی مردم و نه حتی حاکمیت کشورمان حساب مومنان یهودی با صهیونیست های افراطی جدا بوده است و در کلام رییس جمهور هم همین طور ،مدعایش هم همین حضور خاخام های مخالف صهیونیست که هر ساله در همابش دفاع از فلسطین شرکتی فعال دارند لکن گویا امر از مدت ها قبل بر برخی مشتبه شده است . روزنامه نگاری در سرمقاله ای که بر جریده اش نگاشته بود در مذمت نفی هولوکاست و در ارایه راه کار در حل این بحران !!!!! از این که مساله ی فلسطین مساله ی ما نیست نگاشته بود و قوم یهود را قومی نیکو !!!!! در قرآن نام نهاده بود و از این طریق خواسته بود که ایران خود را درگیر بازی تبدیل جدال " مسیحیت – یهودیت " به " اسلام – یهود " نکند چرا که نه تنها نفعی ندارد که ضررهای فراوانی نیز بر آن مترتب است گو این که یهودیان در گسترش اسلام از صدر تا کنون نقش مهمی داشته اند و ما خبر نداشته ایم .

****

شاید ماه ها به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده بود ولی همین نویسنده ی قبلی همبشه در جریده اش چندین صفحه را به این امر اختصاص داده بود . از سیر تا پیاز ماجرا ها شرح داده می شد . این که دختر سارا پلین ازداج نکرده باردار است یا این که اوباما پلین را به سگی آرایش کرده تشبیه کرده است و یا حتی این که قیافه ها این ها چقدر با قبلشان تغییر کرده است ؛ گویا این بار " مساله ی آمریکا مساله ی ما بود " . مدتی نگذشت که شعار انتخاباتی یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مان هم - یه مشورت دیگران و البته همان جریده نویس گرامی - " تغییر " شعار کاندیدای پیروز انتخابات آمریکا و حامی امروز اسراییل و صهیونیست ها شد ، همو که اجلاس دوربان 2 را در حمایت از صهیونیست ها تحریم کرده بود .

****

حالا که کمی اندیشه می کنم فکر می کنم که شاید اثرات زندگی در ایران و هم جواری با طبع های لطیف ایرانی بر این این مردنما بوده است که این جمله را بر زبانش نهاده است که " جهان به سمت جنون می رود " . من هم برای این تعبیرات چیزی جز این عبارت نمی یابم .

واقعا این که برادران دینی ام را در سرزمینی بکشند چون همان کودک سه روزه و من به این فکر کنم که آیا مساله ی فلسطین مساله ی ما هست یا نه و یا توجه به آن نفعی برای ما دارد و یا حتی هلوکاست که بهانه ای برای این همه جنایت است مساله ی ما هست یا نه برایم دردآور است . حالم از این افکار سطحی و منفعت طلبانه به هم می خورد . شما را نمی دانم ......

مهدی صنعتی
۰۲ ارديبهشت ۸۸ ، ۰۱:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۷ نظر

نمی دانم تا چه اندازه با این حرف موافق هستید که فضاها و مباحثات سیاسی تا آن جا می تواند امیدبخش و مثمر ثمر باشد که هر دو طرف نخواهند گذشته ها و دستاوردهای خود و البته مبانی و مانیفست و استراتژی های خود را فراموش و یا انکار کنند و اگر در روال دوران و گذر زمان به نتیجه ای رسیده اند در تضاد کامل با آن چه قبلا می پنداشته اند و یا فریاد می زده اند و آن را در فرآیند رشد و تعالی اندیشه های نوگرایانه خود می دیده اند امروز با شجاعت تمام و تمام قد اشتباهات خود را نیز یادآوری و سپس به بیان دیدگاه جدید خود دست یازند .

از دیگر سو اذهان برای همراهی با دیدگاه ها نیز نیاز به برخوردهای مساوی با انحرافات و یا شتباهات دارند و اگر در موردی خون راه بیفتد و در مورد دیگری هیچ اتفاقی نیفتد بی درنگ ذهن برچسب رفتار دوگانه و نفاق را خواهد چسباند و این نتیجه را حاصل خواهد کرد که جز منفعت طلبی و قدرت طلبی چیز دیگری نصیب آنان نخواهد شد .

اما بحث زمانی بالاتر می گیرد که مشاهده کنی کسی که تا سال ها و همین اواخر هنوز تولیدات فکری و یا حتی اصطلاحی او ورد زبان و از ارکان تحلیل های عوام و خواص دسته جات مختلف و هم فکر او هستند ، به نهایت درجه رشد و تعالی خود رسیده و آنان را فریاد زده و دوستان را در این مخمصه قرار داده که چه کنیم . اگر او را و افکاراو را انکار کنیم که کاخ های مان را که بر اندیشه های او و امثل او بنیان نهاده ایم خواهد ریخت و اگر تکذیب نکنیم که مردم را چه می شود با این همه تناقض .

سخن از دو تولید خبری " خبرگزاری فارس " است در این مدت یک هفته ای که گذشت . اولی مصاحبه ای است که با سردار "محمد درودیان" انجام داده و سردار به صراحت بیان کرده اند که " آقای ابراهیم یزدی از بیست روز قبل از اشغال سفارت از این واقعه خبر داشته است آن هم از سوی سفیر آمریکا در ایران " و دومی مقاله ی " اکبر گنجی " در رادیو زمانه است که به صراحت وجود نازنین امام زمان (عج) را انکار کرده اند .

نمی دانم این روزها تهمت حجتیه ای و دلسوزی برای امام زمان در سطح کشور و بالاخص در میان وبلاگ نویسان هم شهری بسیار رواج دارد و به قول معروف اپیدمی است ولی با گذشت چند روز از انتشار مقاله اکبر گنجی دوستان واکنشی در دفاع از ساحت مقدس آن حضرت نداشته اند .

راستی اکبر گنجی را که می شناسید ، همانی است که اسوه مبارزه بدون سازش است . همانی است که توبه نامه ننوشت تا چون کرباسچی و نوری منزوی نشود . همانی است که روزی که آزاد شد با آن ریش بلند و هیکل لاغرش تیتر اول روزنامه های اصلاح طلب بود . همانی است که می خوست امام را به موزه ها بفرستد و البته دوستان هم با او همراهی کردند ولی چون یاری مردم را ندیدند مدتی است دارند امام مورد نظر خودشان را از موزه اذهانشان بیرون می کشند . همانی است که در مقالاتش به ساحت امام حسین (ع) اهانت کرده بود و حداقل ما به یاد نداریم که دوستان دین دار امروز و این چند روزمان با او مخالفتی کرده باشند که افکار او را عین روشنفکری دینی و چون واقعیت می دیدند .

جالب است . خیلی هم جالب است . گنجی مثل تف سربالا برای برخی از دوستان ما می باشد که اگر آن را تف کنند به خودشان بر می گردد .

خیلی دلم می خواهد که باور کنم این دفاع ها از امام و ساحت مقدس امام زمان را ولی چه کنم که با این محکوم نکردن ها دلم راضی نمی شود .

---------------------------------------------------

۱. مدت هاست که رویه وبلاگ بر خلاف میل باطنی و به دلیل مشغله ی کاری تغییرکرده است . از این پس سعی می کنم هم بیشتر و هم تولیدی تر باشم .

۲. اگر کمی پایین تر بیایید یک عملکرد متناقض دیگر را هم خواهید دید. توهین عباس عبدی به مراجع تقلید را می گویم .

مهدی صنعتی
۱۶ مهر ۸۷ ، ۱۸:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خط سیر نظریات فقهی جناب آیه الله صانعی چندسالی است که از خطر سیر مشهور فقها فاصله‌ای محسوس گرفته است؛ به طوری که هرچه پیشتر می‌رویم زاویة بین این دو خط بزرگتر می‌شود.

 

در این میان پرسش‌هایی چند، در ذهن آشنایان با مواضع ایشان، جوانه می‌زند:

 

الف) منحنی سلوک علمی ایشان در نقطة شروع و اوج و نقطة فرود و نقطه عطف چگونه قابل تحلیل و تفسیر است؟

 

ب) تطابق فتاوای ایشان با برخی رویکردهای سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چگونه تفسیر می‌شود و این مطابقت تا کجا ادامه خواهد یافت؟

 

ج) تفاوت‌های عمده مبادی و مبانی فقهی ایشان با دیگر فقیهان در چه حدی است و چگونه در نتایج استدلال‌های ایشان اثر می‌نه....

مهدی صنعتی
۲۵ ارديبهشت ۸۷ ، ۱۴:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ نظر
مهدی صنعتی
۱۶ آذر ۸۶ ، ۲۰:۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۶ نظر

 

امروز و بر اساس عادت وبگردی ام سری به وبلاگ " محمد علی ابطحی " زدم که البته در مطالب پیشینش این مطلب او توجه ام را جلب کرد . او درباره ی دلایل سخنرانی جناب آقای خاتمی رییس جمهور پیشین نوشته است : « در سال­های اخیر مسئله مهدویت و امام زمان(عج) مورد سوءاستفاده­های گوناگون قرار گرفته بود. در سطح جهانی نیز این مسئله به دلایلی که بر همگان روشن است، مهدویت به صورت مشبوه و غیر روشنی مطرح شده بود و هر کس از دریچه­ای به این موضوع پرداخته است. » . اصولا این نوع احساس وظیفه بسیار گرانبها و شایسته ی تقدیر است و موجب خرسندی . لکن ابراز آن از سوی کسی که پدر و برادرش به دلیل ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و سرکیسه کردن عوام به این بهانه ، چندی پیش توسط نهادهای امنیتی دستگیر شده بودند کمی عجیب می نمایاند چه این که چراغی که به خانه رواست بر همسایه حرام است .

دوستی  تعریف می کرد که در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی ، او به همراه محمدعلی ابطحی (که آن موقع رئیس دفترش بود) سفری به شهر قم داشتند . در این سفر ، خاتمی و ابطحی به دیدار جمعی از علما از جمله آیت الله جوادی آملی رفتند. در دیدار با جوادی آملی ، خاتمی به معرفی ابطحی پرداخته و خیلی جدی می گوید:« ایشان پسر همان آقای ابطحی هستند که خدمت امام زمان(عج) مشرف می شوند!» (احتمالا" خاتمی می خواسته وزن علمایی دولت خود را بالا ببرد).

آیت الله جوادی آملی هم در پاسخ ، لبخند بر لب می گوبد: « البته امام زمان(عج) خدمت ایشان می رسند!» و همین جمله استهزاء آمیز آیت الله کافی بود تا خاتمی به سرعت موضوع بحث را عوض کند و از خیر توصیف ارتباطات دولتش با امام زمان(عج) - آن هم به واسطه پدر ابطحی- بگذرد.

حالا دوستان عزیز پیدا کنند لبو فروش را!

 

مهدی صنعتی
۰۸ شهریور ۸۶ ، ۱۳:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

 

مکتب یا ایدئولوژی چیست و چگونه تعریف می‏شود ؟ چه ضرورتی است که‏ انسان به عنوان یک فرد و یا به عنوان عضو یک جامعه پیرو یک مکتب باشد و به یک ایدئولوژی بپیوندد و ایمان داشته باشد ؟ آیا وجود یک ایدئولوژی‏ برای فرد یا جامعه انسان ضروری است ؟ مقدمه‏ای اینجا لازم است . فعالیتهای انسان دو گونه است .....

مهدی صنعتی
۳۰ تیر ۸۶ ، ۱۲:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

 از جمله معانی ای که برای جهان بینی به کار برده اند این است : « یک سلسله اعتقادات و بینش های کلی هماهنگ در باره ی جهان و انسان و بطور کلی درباره ی هستی . » ( 1 )  که البته در جاهای دیگر به صورت « نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره ی جهان و هستی عرضه می دارد ، زیرساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار می رود  که از آن به جهان بینی یاد می شود » ( 2 ) تعریف شده است . بر اساس این تعاریف و مشاهده ی عقلانی و اصولی وقایع موجود باید به این نکته توجه داشت که .....

مهدی صنعتی
۱۹ تیر ۸۶ ، ۱۰:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

چندی است در این فکرم که چگونه می توانم تا حدودی وظیفه ی اصلی خودم را در راستای طلبه بودنم به انجام رسانم تا این که با درخواست برخی از دوستان که برای من اولویت را این گونه مسایل می دیدند تصمیم گرفتم در وبلاگم به موضوع « اندیشه و کلام اسلامی » هم بپردازم و به تبع از ابتدایی ترین مباحث آن آغاز می کنم که دین و واژه های مربوط به آن است . پرواضح است که از انتقادات و سوالات شما دوستان استقبال خواهم کرد و به تبع خوشحال خواهم شد چرا که سبب تلاش روز افزون من خواهد شد . در انتها خواستارم بزرگواران و عزیزان خواننده ی مطالب اندکی دندان بر جگر گذاشته و شبهات و سوالات خود را همراه با بحث جلو آورند تا سبب پراکندگی نشود . لطف نموده و برای خواندن اولین مطلب آن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید .

مهدی صنعتی
۱۶ تیر ۸۶ ، ۲۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

این روز ها مبحث داغ محافل سیاسی ، مسایل فلسطین است . اصولا از قرار معلوم قراردادهایی چون قانون اساسی و مسایل مندرج در آن در دیدگاه محافل صهیونیستی و حامیان آن ها چون آمریکا و انگلیس هیچ اهمیتی ندارد که از اینم موارد بی اهمیت ، یکی همین انتخابات و حکومت رای مردم بر سرنوشت خویش است که در این باره و در این مورد بخصوص پشیزی نمی ارزد چرا که با منافع آنان در تضاد است . از قرار معلوم این باصطلاح سیاستمداران کشورهای مهد دموکراسی هیچ علاقه ای به باقی ماندن مبانی فلسفه ی سیاسی مورد علاقه شان ندارند و الا این موضع گیری هایی از قبیل موضع گیری رایس در این مورد را هیچ گاه مرتکب نمی شدند . این بدان معنی است که این خوشمزگان خود نیز این امر را به درستی دریافته اند که دموکراسی مورد پسند آنان که تا چندی پیش رشد دهنده ی منافع آنان بوده است ، این روزها به قاتل آنان تبدیل گشته و دوران اقتدار آنان را رو به اضمحلال می کشاند چرا که در این چند سال هر کس در شعارهایش مواضعی بر علیه آمریکا داشته است مورد انتخاب آنان واقع شده است . البته مساله ی فلسطین را می توان به مواردی دیگر که ریشه در باورهای اعتقادی و بنیادگرایانه ی حزب حاکم در کاخ سفید نیز ربط داد چرا که آنان بر اساس باورهای صهیونیستی خویش آن جا را هر آن چه خالی تر از مسلمانان ببینند خوشحال تر و بهتر می توانند پیاده نظام مذهبی و متعصبین ساکن در بیت المقدس را به سمت خراب نمودن آن و کنکاش در پی باقیمانده هایی از معبد سلیمان راهنمایی نموده تا بوسیله تجدید بنای دوباره و قربانی نمودن گاو سرخ موی که در این چند ساله بر اساس مطالعات و آزمایش های ژنتیکی از سه سال قبل توانسته اند آن را پدید آورده و زنده نگه دارند و دیگر آداب به ظهور مسیح انجامیده و تئوری حکومت جهانی یهود را عینیت بخشند . به واقع در پس هر فعالیت ضد بشری در فلسطیت باید باورهای دینی از نوع افراط گرایانه و بنیادگرایانه ی صهیونیستی را جستار نمود تا بتوان به عمق و ریشه مساله پی برد و تصویری واقعی از چرایی این اقدامات ارایه داد .

در واقع عمق این واقعیت زمانی شفاف تر می شود که با رجوع به سخنرانی برخی از روسای جمهور آمریکا به نکات قابل توجهی دست می یابیم . رونالد ریگان در یکی از سخنرانی هایش می گوید :« من از خدا می خواهم به من توفیق دهد کلید شلیک موشک هسته ای را فشار دهم تا جنگ آرمگدون آغاز شود . » جیمی کارتر هم با هیاتی دموکرات منش میزان علقه و و نسبت آمریکا و یهود را در حد « وحدت در اخلاق و فرهنگ و احکام » خواند و اعلام کرد : « تاسیس دولت اسراییل در سال 1948 ، بازگشت به سرزمین آفتاب مقدس را که یهودی صدها سال پیش از آن بیرون رانده شده ، فراهم می سازد . تاسیس امت اسراییل تکمیل پیش گویی های کتاب مقدس و جوهر تمام کارهاست » . ریگان و کارتر و پس از همه ی این ها جرج بوش بر اساس این پندار که « زمینه سازان ظهور مقدس » و « ماموران برگزیده از سوی خداوند » هستند سر در پی محقق ساختن « اراده ی خداوند » در عرصه ی زمین گذاشته بودند . « بوش » در آستانه ی سال 2003 در گردهم آیی گویندگان مذهبی در شهر « ناشویل ایالت تنسی » گفته بود : « ایالات متحده فراخوانده شده تا آزادی را که یکی از مواهب الهی ، است به تمام مخلوقات سراسر جهان ارزانی دارد . » و پس از 11 سپتامبر گفته بود : « ما می خواهیم اراده ی خدا را محقق کنیم . » . شاید وقتی « جیمز وات » وزیر کشور اسبق آمریکا ، در جمع کمیته ی مجلس نمایندگان اعلام کرد « به علت ظهور دوباره و قریب الوقوع مسیح نمی توانیم خیلی در بند نابودی منابع طبیعی خودمان باشیم » تنها جماعت مسیحیان صهیونیست و میلیون ها نفر از مخاطبان کلیساهای انجیلی پروتستان آمریکا و انگلیس ژرفای کلام او را درک می کردند . بی گمان همانان نیز ، اولین کسانی بودند که از راز حضور آمریکا در خاورمیانه و عراق و تصمیم های بعدی سران کاخ سفید خبر داشتند . ( 1 ) که البته با اضافه نمودن بمب گذاری های مهم در عراق – که بدون شک از سوی ایادی آمریکایی صورت پذیرفته است -  که دو بار در مرقد امامین عسکریین ( علیهما السلام ) که سرداب غیبت امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در آن است که در انفجار دوم منجر به خراب شدن سقف سرداب مبارک گردید و هم چنین بمب گذاری دیروز در مرقد دومین نائب خاص آن حضرت دست یابی به کد هایی را منجر می شود که تحلیل این امر را ساده تر و روان تر می کند .

این همه در حالی است که در این چند ساله و از زمانی که مقامی عالی رتبه چون رییس جمهور محترم کشورمان در همگی سخنرانی هایشان یاد و نامی از منجی عالم بشریت می نمایند گروهی هوار کشان و فریاد کنان به میدان می آیند و خبر از بروز خطر انجمن حجتیه می دهند . آنان که در مدت زمامداری خودشان افراد و گروه های التقاطی و انحرافی بسیاری رشد و نمو پیدا نموده و نام آن را آزادی مذهبی می گذاشتند . و لذاست که در این میان آن چه باقی می ماند سوالی است بی پاسخ و آن این که آیا این همه قتل و کشتار بر سر مسایل سیاسی است و این همه ترس و واهمه از نفوذ انجمن حجتیه ، ناشی از دغدغه ای دینی است ؟

 

 

1- نقل از کتاب پیشگویی ها و آخرالزمان – جلد 2

مهدی صنعتی
۳۰ خرداد ۸۶ ، ۱۶:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ نظر
مهدی صنعتی
۰۷ بهمن ۸۵ ، ۰۷:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ نظر