از دیرباز در ارزیابی عملکرد حوزه های علمیه نقش محوری نظام آموزشی مورد تاکید بوده است و بر آزاد اندیشی و استاد محوری موجود در آن که بر پایه تقویت اندیشیدن و فراگیری دوسویه بوده، افتخار شده است اما بررسی های میدانی پیرامون عوامل مهم در مهاجرت طلاب از حوزه به سایر نهادها و مشاغل، حاکی از عدم رضایت از مسیر علمی حوزه است که در پرتو بهره مند نبودن غالب مدارس از آموزش پژوهش محور به وجود آمده است. مشکلات بینشی و نگرشی در برنامه ریزان مدارس علمیه، ایجاد و تقویت نکردن روحیات لازم در شکل گیری این نوع از آموزش، گسست عرصه علم از میدان عمل و ساحت دانش، از پهنه کاربرد و تلاش کمرنگ جهت افزایش روزافزون مهارت های پژوهشی از جمله مواردی است که از یک سو مانع از بهره مندی نظام آموزشی حوزه از منافع متعدد آموزش پژوهش محور و از سوی دیگر موجب بروز مشکلاتی چون از بین رفتن سرمایه های انسانی و یا به تعبیر برخی از علمای معاصر، نهال فروشی شده است.
متاسفانه آنچه در نظام آموزشی کنونی حوزه مهمترین دلیل بی نشاطی علمی طلاب گردیده است عدم شناخت غالب برنامه ریزان مدارس علمیه از نظام آموزشی مطلوب و روشهای روزآمد آموزشی است. تأکید افراطی بر نگاه آموزشی حافظه مداری و انتقال دانش، آموزش و انباشت مطالب در ذهن طلاب که همگی برخلاف سنت آموزشی حوزه است چنین وضعیتی را پدید آورده است. گفتن، شنیدن و حفظ کردن، ارکان فعالیتهای یاددهی ـ یادگیری کنونی را تشکیل می دهد. مطالب یکطرفه از سوی استاد به طلاب ارائه می شود، غافل از اینکه این شیوه، خود، مانع یادگیری و خلاقیت است و خلاف فطرت فراگیران در فرایند یاددهی ـ یادگیری است؛ چراکه آنان دوست دارند، علاوه بر شنیدن، سؤال و جستوجو کنند و تفکّر، کاوشگری و پژوهش داشته باشند و بهنوعی تفسیر و قضاوت کنند؛ بهعبارت دیگر: باید در فرایند تدریس، فرصتی ایجاد شود تا فراگیران، نحوه یادگیری را تمرین کنند و روش یادگیری را یاد بگیرند. این همه در حالی است که نه تنها غالب اساتید موجود فاقد چنین نگرش و مهارتی هستند، بلکه زمینه آموزش و فراگیر شدن آن نیز فراهم نبوده و هر فرد با هر میزان از شناخت و قابلیت تدریس با بهره مندی از کمترین معیار در تشخیص این توانمندی (که حکم تدریس است) مجاز به ورود به فرآیند یاددهی علوم حوزوی شده و مسبب ایجاد چنین مسایلی می گردد. ناگفته پیداست که مسوولیت چنین وضعی به صورت ویژه بر عهده مدیران و تصمیم گیران اصلی مدارس علمیه که مسیر انتخاب چنین فرآیند و اساتیدی هستند، خواهد بود.
محقق نشدن روحیات مورد نیاز برای یک فرآیند پژوهش محور، زیان دیگر نظام آموزشی در مدارس علمیه است. تمرکز و تعهد وصف ناشدنی بر محتوا و متن های موجود و وارد نشدن برخی تلاش های موفق در این زمینه به نظام آموزشی غالب مدارس علمیه که در تضاد کامل با اندیشه های اصلاحی مقام معظم رهبری(مدظله) است از جمله دلایل این مشکل است. عدم تناسب زمان بندی دروس با محتوای موجود در کنار ناتوانی مفرط بخش قابل توجهی از اساتید محترم بر مسایل روزآمد علم از دیگر موانع شکل گیری روحیه پرسش گری در طلاب محترم است؛ چه اینکه استاد محترم به دلیل این ناتوانی، به شیوه ای کلاس را اداره می کند که یا پرسشی برای طلاب محترم ایجاد نشود و یا در صورت ایجاد، طلبه محترم به دلیل پایان ناپذیر بودن محدوده های درسی در زمان مقرر، به پاسخ درخور و قانع کننده ای نمی رسد و در مواردی با تحقیر و برخورد ناشایست، رو به رو شده و در ادامه روحیه حقیقت جو و پرسش گر خود را در مسلخ ناتوانی علمی استاد خود می بیند. توان مندی برقراری تعاملات علمی به عنوان یکی دیگر از روحیه های مهم در تقویت فرآیند آموزش پژوهش محور نیز در پرتو توانمندی علمی شکل می گیرد که نظام آموزشی موجود، طلاب و مدارس علمیه را در وضعیت نامطلوبی در این شاخصه قرار داده است. توانمندی علمی، طلاب محترم را تشویق می کند تا ضمن ارتباط با سایر نهادهای علمی و متخصصان رشته های مرتبط با علوم اسلامی، در بحث های گروهی، ایده ها و انتقادهای خود را مطرح کنند و در مسیر یافته های جدید در ساحت های مختلف علمی قرار گیرند و از این طریق پویایی و مشارکت همراه با یادگیری در طلاب ایجاد می گردد. اهمیت و فرصت ندادن به بحث و استدلال در کلاس های درسی و ایجاد این مهارت در طلاب، از جمله دیگر افسوس های این مسیر است. مساله ای که در صورت توجه، آموزش را از یادگیری مفاهیم به تحلیل آن، استاد را از مدرّس به یک پرسش گر خوب و کلاس را از محیط شنیدن به محیط تامل ارتقا می دهد. توجه به این بایسته ها، محیطی امن و حمایت کننده برای طلاب ایجاد کرده، شهامت مشارکت در بحث ها و مناظره ها را در آن ها تقویت و یادگیری مفاهیم علمی را بهبود بخشیده، طلاب محترم را به ایجاد سؤال، تدوین مواضع و تصمیم گیری تشویق می کند. نگرش مثبت نسبت به شکست نیز از موارد دیگری است که در فرآیند معیوب موجود شکل نمی گیرد. ماهیت تکرارپذیر و ارزیابی کننده بسیاری از مشکلاتی که در آموزش وجود دارد به این معنا است که شکست بخش مهمی از فرآیند حل مساله است؛ نگرش سالم نسبت به شکست، تامل، مقاومت و بهبود مداوم را در طلاب ایجاد می کند و موجب ایجاد شجاعت علمی در نقد نظریات پیشینیان و تولید علم می گردد.
مشکل دیگر موجود در عرصه آموزشی حوزه، گسست عرصه علم از میدان عمل و ساحت دانش، از پهنه کاربرد است. اندک تاملی در رابطه مسایل و سوالات و درخواست های روزافزون جامعه از فقه به عنوان متولی سبک زندگی دینی و حوزه به عنوان نهاد پاسخ گو، ما را به این گزاره معتقد می کند که آموزشهای رایج، بهگونهای نیست که خروجیهای نظام آموزشی معمول حوزه، نیروهایی آشنا با عرصه فعالیّت تخصّصی خود یا پژوهشگرانی بالفعل باشند؛ علت اصلی این امر، دور بودن عرصه آموزش، از رویکرد کاربردی و برقراری ارتباط میان علوم موجود در حوزه است که یکی از ویژگیهای آموزش پژوهش محور است. امری که نتایج نامطلوبی چون تلقی بیفایده بودن آموزش زبان عربی، منطق، اصول، فقه، کلام و…، رواج شرحها و ترجمهها و چکیدههای بی محتوای علمی، به کار مخاطبان نیامدن بخش زیادی از محتوای تبلیغی برخی از مبلغان، به زمین ماندن بخش مهمّی از نیازهای علمی نهضت اسلامی و … را به دنبال داشته است.
هرچند معاونت پژوهش کشور با اهتمام قابل تقدیری در راستای بالابردن مهارت های پژوهشی طلاب و اساتید محترم مدارس علمیه برنامه های متعددی را برنامه ریزی و به اجرا می گذارد اما تلاش کمرنگ مدیران مدارس به تکمیل این چرخه،از دیگر نقاط ضعف این نظام آموزشی است. البته ناگفته پیداست با توجه به مسایل بینشی و نگرشی پیش گفته، عدم اهتمام جدی به مسایل پژوهشی امری بدیهی است که از جمله آنها می توان به عدم گزینش تخصصی معاونین و اساتید دروس پژوهشی در هر نیمسال تحصیلی اشاره کرد. این شرایط به گونه ای است که در معدود انتخابهای درست مدیران در این مسیر، معاون مربوطه با ناهماهنگی های خاصی در گنجاندن برنامه های پژوهشی با رویکرد افزایش مهارت های طلاب در این عرصه در میان انبوه برنامه های آموزشی و تهذیبی رو به روست که وقت و انرژی فراوانی که می تواند در مسیر ارتقای شاخصه های پژوهشی صورت پذیرد را از او سلب می کند.
بنابراین، چنانچه روشن گردید، عدم اهتمام جدی به آموزش پژوهش محور از مهم ترین دلایلی است که موجب هجرت طلاب از حوزه علمیه به سایر مراکز علمی و مشاغل می شود. امری که با ارتقای بینشی و نگرشی مسوولان و مدیران مدارس علمیه در این عرصه، برنامه ریزی و اهتمام برای ایجاد و تقویت روحیات لازم در اساتید و طلاب به منظور تحقق این نوع از آموزش، تلاش سرشار در برقراری پیوند بین عرصه علم با میدان عمل و ساحت دانش با پهنه کاربرد و در پایان اهتمام روزافزون در افزایش مهارت های پژوهشی اساتید و طلاب قابل تحقق است. این همه برخی از راهکارهایی است که بیش از یک دهه است از سوی دغدغه مندان عرصه تعلیم و تربیت برای شروع یک مسیر دلنشین ارایه شده است و در مسیر ارتقای خود، سال هاست از این امور گذر کرده و خود را ارتقا داده است ولی شوربختانه، مدارس علمیه هنوز «اندر خم یک کوچه» هستند.
پانوشت:
. یادگیری پژوهش محور (Inquiry-based learning) یکی از الگوهای فعال و فرایند محور آموزش است که بر پایه سوال های چالش برانگیز و موقعیت های مبهم استوار است و به دانش پژوه فرصت داده می شود تا طراحی و تصمیم گیری نموده و مسئله را حل نماید. در این شیوه علاوه بر شنیدن، مولفه های مهمی هم چون مشاهده، پرسش، تفکر، کاوشگری، آزمایش، و استدلال مورد توجه قرار می گیرد تا فراگیران از همان ابتدای تحصیل به توانمندی تفسیر و قضاوت و نظریه پردازی مجهز شوند. در این شیوه، موضوعات درسی از سوی استاد یا دانش پژوه به صورت یک موقعیت مبهم یا مسأله مطرح می گردند و کشف مفاهیم و راه حلهای عملی برای مشکلات عینی، به صورت گروهی یا فردی به عهده دانش پژوهان است. در این شیوه به دانش پژوه آزادی و فرصت تصمیم گیری داده می شود تا نحوه یادگیری را تمرین کند. در چنین رویکردی به جای نتیجه، تاکید بر فرآیند یادگیری است و فرآیند یادگیری، شامل کسب مهارت های عملکردی از قبیل مشاهده، جمع آوری اطلاعات، تفکر و استدلال است.
ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهم فرصت مناسبی برای بررسی نگاه اسلام به مسأله زنان و فاصله این نگاه با گفتمان های رقیب است؛ چه اینکه گرد و غبار برآمده از اتفاقات امروز نیز بر اهمیت این مساله، افزوده است.
شاید امروزه برخی با اولویت سازی های اعتباری، برخی از شاخصه های معیار برای کرامت زن را وارونه جلوه دهند لکن توجه به نگاه مترقی و متعالی زن در اندیشه اسلامی و در بیش از چهارده قرن پیش که همه جوامع درگیر نظام طبقاتی بوده اند ، روشن گر بسیاری از مسایل است.
برتری بخشیدن به جایگاه زن در جامعه از زنده به گور شدن تا مسیر دستیابی به بهشت، اعتبار بخشی شگفت انگیز به جایگاه مادر، نگاه حداقلی به وظایف زن و حداکثری به وظایف مرد در نظام خانواده، تغییر نگاه از کالای جنسی به یک فرد اثرگذار در تعالی اجتماعی بدون توجه به جنسیت آنان با وضع قوانینی در پوشش، حمایت مالی از بانوان از طریق ایجاد تکالیف متعددی چون مهریه، نفقه، جواز اخذ اجرت در مقابل کارهای خانه و... و حق برخورداری مساوی از غالب جایگاه های اجتماعی در فلسفه سیاسی اسلام، از جمله مواردی است که از اسلام، دینی مدافع حقوق زنان ساخته است؛ به نحوی که توجه به امور پیش گفته و مقایسه با دستاوردهای جنبش های چون جنبش فمینیستی در کشورهای دیگر، فاصله ای فضایی را متذکر می شود که خود شاهد دیگری بر «دین بانوان» بودن اسلام است.
اسلام و در راس آن، مذهب تشیع حتی در الگوسازی نیز روی به بانوان آورده و بانویی چون حضرت زهرا سلام الله علیه را به عنوان یک الگوی شایسته مطرح می کند. وجود مبارک امام زمان عج که بر اساس روایات متعدد ذخیره الهی و موظف به برقراری حکومتی کاملا شایسته و آرمانی برای همه مردم جهان هستند، در این باره می فرمایند: «فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ (صل الله علیه و آله) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ» [ حضرت زهرا س] دختر پیامبر(ص) برای من اسوه و الگویی شایسته است.
هرچند چنین نگاه شگفت انگیز به جایگاه زن و تدارک حقوق و حمایت های منحصر به فردی از او قطعا رشک برانگیز است و ارجاع به هر نگاهی جز این به این جایگاه، ارتجاع و واپس گرایی است لکن کوتاهی های فراوان ما در جنگ روایت ها، نگاه پیش رو اسلام را ارتجاعی و نگاه ارتجاعی دیگران را پیش رو و مترقی کرده است. خروجی همین جنگ روایت هاست که اولین و مترقی ترین مدافع حقوق زنان در بیش از هزار و پانصد سال پیش را باید مخالف شعاری چون «زن، زندگی، آزادی» دانست که پیش از همه، هم به زن و ارتقای مقام و منزلت او پرداخته است، هم زندگی ای با محوریت مادر و خانواده طراحی کرده است و هم با احکام خود زن را از قید نگاه جنسیتی صرف، که مهم ترین مانع رشد فردی و اجتماعی اوست، آزاد کرده است.
ترویج این نگاه مترقی به جایگاه بانوان توجه و تذکر به خودمان و بانوان عزیز در توجه به اسلام راستین و البته پایداری بر احکام کرامت آفرین زنان در اسلام(هرچند به مزاق مردانه مان خوش نیاید) و حفظ عزت و جایگاه واقعی زن مهم ترین ماموریت امروز ماست.
به امید موفقیت در مسیر پیش رو.
مسلم دین پژوه: موفقیت هر جامعه در مقوله های مختلف، نیازمند داشتن مدیران لایق و کارآمد است و مدیران لایق کارآمد را می بایست از دل نخبگان هر رشته بیرون آورد. مسلما شناسایی و پرورش نخبگان، اساسی ترین راه ساخت یک جامعه موفق در آینده است. چند وقتی است به همت اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان شهرستان کازرون، تکاپوهای خوب و موثری در زمینه کشف و پرورش نخبگان کازرون در حال انجام است. برای اطلاع بیش تر از برنامه خوب و پسندیده "مدیران فردا" هم کلام شدیم با متولی این طرح، حجه الاسلام مهدی صنعتی مسوول اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان شهرستان کازرون که یکی از موفق ترین مبلغین فرهنگی فارس در چندسال اخیر است.
یک معرفی کوتاه از خودتون و مسوولیت تون دراتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان بیان می کنید؟
ابتدایا تشکر میکنم از شما و هفته نامه بیشاپور که به این برنامه توجه کردید.من مهدی صنعتی مسوول اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان شهرستان کازرون هستم و در خدمت شما خواهم بود.
لطفا درباره طرح مدیران فردا توضیح بفرمایید.
لازم است قبل از هرچیز توضیحاتی درباره اتحادیه بدهم. اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان شهرستان کازرون را شاید بتوان اولین تشکل دانش آموزی کشور دانست. جمعی از دانش آموزان و معلمین کازرونی با حمایت حضرت آیت الله ایمانی در اسفندماه 1357 یعنی کمتر از یک ماه از پیروزی انقلاب اسلامی تشکلی را برای فعالیت های دانش آموزان در کازرون بنا میگذارند که بعدها و در اولین چالش های فرهنگی اجتماعی شهر کازرون نقش آفرینی داشتند که سرآمد آن حضور جدی و موثر دانش آموزان و فعالان انجمنی در اولین اعزام رزمندگان کازرونی به مناطق عملیاتی با فرماندهی سردار شهید علی اکبر پیرویان بوده است که خود ایشان هم از مسوولین اتحادیه بوده اند. لذا نگاهی اجمالی به فعالیت چهل و سه ساله این تشکل امین، حضوری مالامال از نقش آفرینی ها و پیش قراولی های مختلف در فضای فرهنگی تربیتی با محوریت دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم هست که نتیجه این جهاد فرهنگی، ارایه افراد موفقی در زمینه ها و با مهارت های مختلفی به شهر، استان و کشور بوده است.
یعنی اتحادیه الان یک تشکل مختص به کازرون هست؟
نه. سال بعد از افتتاح اتحادیه در کازرون، تشکل ملی اتحادیه با کسب مجوز از شورای عالی انقلاب فرهنگی و با محوریت نماینده امام خمینی رحمه الله علیه شکل گرفت و مسوولین وقت هم به دلیل اتصال تشکل ملی به امام عزیز، به این تشکل پیوستند؛ هرچند همواره اتحادیه کازرون از شاخص ترین اتحادیه های کشور بوده است و بسیاری از برنامه های خود را به صورت ابتکاری و مستقل انجام داده است.
شما تشکل خودتان را یک تشکل دانش آموزی واقعی می دانید؟
یکی از مهم ترین ویژگی های اتحادیه از ابتدا تا کنون این بوده است که غیر از نماینده مقام معظم رهبری(مدظله العالی) سایر ارکان تشکیلاتی اتحادیه با رای مستقیم دانش آموزان انتخاب می شدهاند. یعنی اعضای قرارگاههای منطقه ای، شهرستانی، استانی، قرارگاه ملی، شورای مرکزی و دبیرکل اتحادیه با نظر مستقیم دانش آموزان برگزیده شان، انتخاب می شوند و این یعنی اتحادیه پای کار دانش آموزان و رشد و موفقیت آنها ایستاده است. سایر تشکل ها این سابقه رو ندارند و این یک امتیاز ویژه برای ماست. در اتحادیه کازرون هم همین قانون حکم فرماست و با توجه به نگاه تربیتی که داریم که تربیت در میدان هست، همه کارها با مشورت و رای دانش آموزان عضو قرارگاه شهرستانی برنامه ریزی و اجرا می شود.
برنامه اخیر شما با عنوان طرح نخبه پروری مدیران فردا هم همین طور بوده است؟
بله. همین طرح هم هرچند ایده اولیهای داشته است لکن در تکمیل اون هم مجموعه فارغ التحصیلان اتحادیه نقش داشته اند و هم دانش آموزان عزیز عضو قرارگاه شهرستانی. این طرح نتیجه همفکری سه لایهی همکاران اتحادیه هست.
درباره طرح مدیران فردا توضیح می دهید؟
طرح نخبه پروری مدیران فردا، طرح اختصاصی اتحادیه کازرون جهت دانش آموزان نخبه علمی اخلاقی کلاس های هفتم تا دهم مدارس شهر کازرون هست که با همکاری مدیریت آموزش و پرورش شهرستان کازرون اجرا شده و هدف اولیه اون انتخاب و ارتقای همکاران دانش آموز خود در مدارس متوسطه اول و دوم شهر کازرون و فراهم نمودن شرایط برای به فعلیت رساندن استعدادهای دانش آموزان محترم هست. در این زمینه دعوتی از دانش آموزان و والدین آنها صورت گرفت که مورد استقبال اکثریت دانش آموزان و خانواده های دعوت شده قرار کرفت.
چه برنامه هایی برای شرکت کنندگان طراحی شده است؟
ما سه نوع برنامه داریم. یک بخش برنامه معرفتی و بینشی ما هست که مبتنی بر ماحصل یک تجربه چند ده ساله هست که با عنوان منظومه فکری نوجوان و جوان از سوی اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کشور منتشر شده است که اهداف صد و چهارده گانه ای دارد که ذیل سه عنوان اهداف زیربنایی استقلالی، زیربنایی ابزاری و روبنایی در نه محور تنظیم شده است که مطلوب این هست که طی چهارسال همه اهداف محقق شود.
بخش دوم در حوزه مهارت ها هست؛ بخشی از این مهارت ها در همون جداول نه گانه با توجه به اقتضایات روان شناسانه برای هر پایه مشخص شده است و برخی دیگر را ما با توجه به فعالیتی که دانش آموزان محترم و مسوولین محترم انجمن اسلامی مدارس که تلاش شان در حوزه مدیریت و فعالیت های فرهنگی تعریف می شود در این حوزه تعریف کرده ایم که در تلاش هستیم مجموعه ای از این مهارت ها رو با همون ابعاد فعالیت فرهنگی مدرسه محور به صورت کارگاهی به این عزیزان منتقل کنیم.
یه بخش های رقابتی و ورزشی هم داریم که خب نشاط بخشی به طرح رو عهده دار هست که پیش بینی ما این هست که اتفاق های خوبی با محوریت فعالیت های گروهی و مشارکتی در این بخش صورت خواهد گرفت.
این اجمال برنامه هایی هست که برای افرادی که پس از مصاحبه برای شرکت در طرح انتخاب می شوند طراحی شده است.
هدف اصلی این طرح چیست؟
همون طور که پیش از این عرض کردم، هدفمون تربیت دانش آموز تراز و فراهم کردن شرایط برای مشارکت دانش آموزان در مدیریت فعالیت های فرهنگی مدارس برای دانش آموزان هست تا از طریق این طرح، برنامه هایی عالمانه تر، موثرتر و دقیق تر از طرف دانش آموزان برای دانش آموزان طراحی و اجرا شود و به همدیگر برای رشد و تعالی خودشان کمک کنند.
با چه روشی نخبگان مورد نظر خودتان را شناسایی کرده اید؟
انتخاب دانش آموزان محترم نتیجه یک همکاری نزدیک بین اتحادیه و مجموعه دلسوز آموزش و پرورش شهرستان کازرون بوده است که با شناسایی توسط مدیران و معاونین محترم پرورشی مدارس و اعلام به ما، این دعوت به مصاحبه صورت پذیرفته است. بی شک این همکاری بر اساس درک یک ضرورت مهم در این عرصه تربیتی، هم افقی و دغدغه مشترک بین مجموعه اتحادیه و مدیران محترم آموزش و پرورش شهرستان کازرون و سابقه روشن و ماندگار اتحادیه در این حوزه بوده است که جا دارد همین جا از مجموعه مدیریت آموزش و پرورش کازرون کمال تشکر رو داشته باشم.
ازکی و چگونه این طرح آغاز شده و تا کی و کجا ادامه پیدا می کند؟
به امید خدا و با پایان یافتن امتحانات دانش آموزان مقطع متوسطه دوم، فرآیند مصاحبه برگزار می شود و مرحله اول طرح که مربوط به کادر اتحادیه در مدارس در سال آینده خواهد بود تا انتهای تابستان برقرار هست و در مرحله بعد برنامه های عمومی تر و با محوریت مدارس از سوی دانش آموزان محترم و با حمایت ما صورت خواهد گرفت. استاندارد طرح البته چهار سال کامل از تابستان پایه هفتم تا پایان سال تحصیلی پایه یازدهم هست که البته در ادامه و به دلیل کنکور دانش آموزان دوازدهمی، برنامه های ویژه ای برای موفقیت این عزیزان در سال آخر دانش آموزی شان خواهیم داشت.
در پایان اگه صحبتی دارید بیان بفرمایید.
اولا وظیفه خودم می دانم که از فرماندار محترم ویژه شهرستان، امام جمعه محترم، مدیر و معاون پرورشی آموزش و پرورش شهرستان، مدیران و معاونین محترم پرورشی مدارس متوسطه اول و دوم شهر کازرون و مدیر محترم حوزه علمیه کازرون که در این مسیر ما رو از حمایت ها و راهنمایی های خودشون بهره مند کردند تشکر کنم. امید دارم که این حمایت ها ادامه داشته باشد و ما رو در تامین امکانات مورد نیاز هم همراهی کنند .
از شما هم مجددا تشکر می کنم و دعوت می کنم که این توجه رو ادامه دهید و از سایر برنامه های متنوع فرهنگی دیگری که برای دانش آموزان شهر کازرون تدارک دیده شده است هم گزارش هایی تهیه بفرمایید.
خوب میدانیم که سال های گذشته از انقلاب مان، قرائت های مختلف در اداره امور، از سوی مردم انتخاب و جریان های مختلف اجتماعی، فرصت ارایه برنامه و راهبری اجرایی انقلاب مان را داشته اند و از ظن خود در مسیر دستیابی به آرمان های انقلاب تلاش هایی کرده اند اما مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب اسلامی مان، مهمترین قاضیان بایسته های پیش گفته و میزان موفقیت جریان های مختلف هستند.
تامل و تعمیق بر خواسته ها و مطالبات نسل انقلاب کرده و در ادامه نسل متولد جمهوری اسلامی، دلدادگی و وفاداری بیش از حد آنان به آرمان ها و ارزش های انقلاب مان را فریاد می زند. چه آنکه هنوز، عدالت خواهی، استقلال طلبی، آزادی خواهی، تلاش برای ارزش های معنوی، ایثار و از خود گذشتگی از جمله مطالبات و روحیات نسل های مختلف است و با همین نگاه، عملکرد مسوولین را مورد ارزیابی قرار می دهند.
فرصت ایام رحلت امام خمینی ره، بهترین زمان برای ارزیابی و آسیب شناسی مسیر گذشته و هدف گذاری برای مسیر پیش روست. اینکه در این مدت فاصله مان با تحقق آرمان های انقلاب تا چه اندازه کم شده است؛ سیاست گذاری ها، دست یابی به چه قله هایی را هدف گرفته اند و نسبت مسیرهای متعددی که در این سالها رو به سیاست، فرهنگ و اجتماع ما توسط دولت ها گشوده شده است در چه نسبتی با ارزش های اسلام ناب قرار دارد.
واقعیت آنکه، هرجا از آن آرمان ها و اهداف فاصله گرفته ایم، نارضایتی و اعتراض مردم نیز افزایش پیدا کرده است و آنها در نقش ناهیان از منکر، این فاصله را فریاد زده اند. عرصه هایی مثل پاکدستی مدیریتی، شایسته سالاری و پرهیز از فامیل سالاری، تعهد فراگیر مسوولان به بایسته های تفکر انقلابی و اسلام ناب در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، اخلاق مداری، دوری از ریا، مردم داری و در نهایت پایبندی کامل به سه شعار اصلی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی جزو پربسامدترین اعتراضات چشمان بیدار و صاحبان اصلی انقلاب یعنی مردم عزیزمان است.
ناگفته پیداست، همه این امور از جمله انتظارات مردم از انقلاب عزیزان از آغازین روزهای آن تا کنون بوده است و مطالبه این امور، پایبندی روز افزون مردم عزیزمان به آن ارزش ها را نشان می دهد و اگر فردی از مسوولین خود را مصداق این اعتراضات می بیند حق آن است که مسیر رفته خویش را اصلاح و خود را سپاس گذار مردم عزیزمان بداند.
بی شک، سنجه ارزیابی پیش گفته، بهترین ملاک برای مسیر پیش رو خواهد بود.
پ.ن: این یادداشت جهت انتشار در شماره 567 هفته نامه شهر سبز مورخ 11 خردادماه 1401 نگاشته و در آن شماره منتشر شده است.
خوب به یاد دارم که یکی از شیرینی های دوران کودکی مان، حضور در صف های به هم فشرده ی نماز جماعت مساجد و بهره مندی از افطاری های مومنین در این شب های عزیز و بیدارماندن های با مشقت شب های قدر بود؛ تصاویری که متاسفانه دو سالی است از دیدن شان محرومیم و بی تاب تکرار آن خاطراتیم.
در این ایامی که بر ما به سختی می گذرد و هر کدام مان به دلیلی دل خوشی از این بیماری و فضای اجتماعی پیرامون آن نداریم و غالب مردم عزیزمان به همین دلیل و بخاطر تعطیلی ها و مصائب کرونا بیش از گذشته در خانه هستند، شاید بد نباشد که اندک زمانی را به طهارت روح و جان بپردازیم. فرصتی را برای تامل در مسیر طی شده و کارهایی که در آینده باید انجام دهیم، کنار بگذاریم و چه فرصتی بهتر از شب های ماه مبارک رمضان و شب های قدر پیش رو؟
هر کدام از ما، بسته به حواس پرتی مان، کارهای صحیحِ نکرده و غلطِ انجام داده که نیازمند بازنگری هستند، کم نداریم و تامل در آن ها و عزم بر اصلاح شان، کم توفیق و منفعتی نیست؛ تاملی که به تعبیر برخی روایات از عبادت هزار سال هم بیشتر است.
خوب می دانم که اطراف مان را دلایل حواس پرتی و غفلت فرا گرفته اند و اصلا همه جهت دهی های جامعه و زندگی و... به سمتی غیر از آن چه دارم پیشنهاد می دهم هست ولی این را هم معترفیم که عیار هر انسانی به میزان تعقل و تفکر و دانش اوست و از پی این هاست که انسان بودن مان شکل می گیرد و از پی انتخاب های مان است که نوع زندگی مان را می سازیم.
سختی روزگار و ناکارآمدی مسوولان شاید برخی از ما را به نتایج غلطی چون روی گردانی از دین و آموزه های آن هم کشانیده باشد، اما خودمان هم می دانیم که این، نه رسم تامل و تعقل است و نه از پس انتخاب درستی برآمده است. نشانه اش همان که تا جان را در مسیر معنویت و طراوت ماه مبارک رمضان قرار می دهیم، تا سیم های ارتباط مان با خالق هستی وصل می شود، نشاط و سرزندگی فراوانی می یابیم به نحوی که گویا در آغوش پدر و مادرمان هستیم و دل در اقیانوس محبت و نوازش شان رها کرده ایم.
بیایید با هم قرار بگذاریم و کلاه خودمان را قاضی کنیم و به این نکات بیندیشیم و در پی انتخاب درست و عالمانه باشیم و امیدوار به فضل و رحمت الهی. ساعاتی هر چند کوتاه را به اشتباهات مان بیندیشیم و در مسیر پیش رو به خودمان قول دهیم که هر روزمان را به عید انانیت و انتخاب های درست تبدیل کنیم.
من با همه وجودم برا شما دعا می کنم که توفیق تامل، انتخاب درست و بهره مندی از معنویات ماه مبارک را پیدا کنید و البته امیدوار به دعای شما هستم.
این روزها و در ایام پر اضطراب اقتصادی، شاید خیلی ها به این فکر کرده باشند که آیا خوشبخت خواهیم شد و شاید از خدای خود خواسته باشند که آن ها را به این خواست مهم برساند. عده ای دیگر اما دغدغه روز و شب شان سعادت مندی است و در پی دست یافتن به آن، تلاش فراوانی می کنند و آن ها هم از خدای خودشان این را با اصرار می خواهند.
اشتباه نکنید. نمی خواهم دوگانه دنیا و آخرت ترسیم کنم و یا بر مسند قضاوت بنشینم و عده ای را دنیاگرا و مذموم و دیگران را آخرت گرا و ممدوح بنامم؛ نه! مختصر و مفید میخواهم خدمت شما عزیزان عرض کنم که شاید راه را اشتباه رفته ایم!
مگر نه این است که وقتی از سر شوق و پر از امید در پی دست یابی به موفقیت هستیم و یا دردمندانه کیمیای سعادت را می جوییم، آن چه بیش از هر چیزی تشنه آن هستیم، مسیر موفقیت انسان های بزرگ است؟ نقشه راهی که آن را طی کرده اند و راز موفقیت شان هست را به بالاترین قیمت خریداریم و اکسیر بی مانند خوشبختی و یا سعادت می دانیم چرا که آن را «یک راه طی شده» می پنداریم.
واقعیت این است که از پس همین نگاه بوده است که مهم ترین اندیشمندان، دانشمندان و موفقین در این عالم، سال ها تجربه کرده اند و نوشته اند و گفته اند تا نقشه راه به دست مان برسانند و ما با همه وجودمان در پی آنیم، بی آنکه از خودمان بپرسیم که آیا آن چه در دست داریم همه مشکلات مان را حل می کند یا خیر؟
همه مان بی کم و کاست، انسان را نیمی فرشته می دانیم و با این نگاه نمادین، اعتراف می کنیم که به هر دوی این برنامه ها نیازمندیم؛ هم نیازمند راهی برای خوشبختی برای نیمه انسانی مان و هم راهی برای سعادت و اعتلای نیمه فرشته خوی مان. به همین دلیل است که برنامه ای مایه آرامش روح و جان مان می شود که هر دو مسیر را به خوبی ارایه دهد و هر دو هدف را تامین کند و از قضا ما مسلمان ها به پشتوانه معارف عمیق دینی مان، مدعی چنین برنامه ای هستیم.
خداوند بزرگ، لطفی در حق مان کرده و در چنین روزهایی کامل ترین فرستاده اش را همراه با کامل ترین نقشه راه برای همه ساحت های حیات بشری فرستاده است تا ما را به هر دو هدف برساند. از خوش شانسی و سعادت مان بوده است که ما هم پیرو این مکتب هستیم و در این مسیر قرار گرفته ایم و اگر هم با عمل مان منحرف شده ایم، راه بازگشت و شکر این نعمت بی بدیل را بازگذاشته که «صد بار اگر توبه شکستی باز آی» آن هم بازگشتی که در آن پشیمانی نیست و چاره همه پشیمانی ها و چه کنم هاست.
وجود پیامبر عزیزمان و آیین آسمانی و کامل مان، دِین بزرگی بر عهده مان نهاده است که به درستی از پس شکر آن بر نمی آییم جز آن که خوب آن را بشناسیم و مومنانه سر بر آستان این مسیر نهاده و با قدم های دل مان در این مسیر حرکت کنیم و به سعادت و خوشبختی دست یابیم. قطعا بی توجهی به این راه حقیقی و کامل و گدایی مسیرهای بدلی از دیگران ناشکری و اشتباه روی است.
همدیگر را دعا کنیم که موفق به شکر این نعمت باشیم. عیدتان مبارک.
هر ساله و به مناسبت روز خبرنگار جلسات متعددی از سوی ادارات و نهادها با انگیزه ی تجلیل از خبرنگاران برگزار و میزبانان پس از ارایه گزارشی از عملکرد یک ساله خود، هدیه ای به خبرنگاران میهمان تقدیم می کنند تا از این راه سهم ناچیزی در حمایت از این اصحاب رسانه داشته باشند اما آیا به راستی بهترین راه حمایت از این قشر فرهنگی جامعه این روش متداول است؟
به خوبی می دانیم که رسانه ها یکی از مهم ترین ارکان مردم سالاری هستند به نحوی که رسالت نظارت مردمی بر عملکرد مسوولین بر عهده آنها قرار داده شده است تا از این طریق پایه های مردم سالاری تقویت شده و مردم انتقادات و پیشنهادات خود را مطرح کرده و در ساختن جامعه ای مطلوب نقش آفرینی بیش تری داشته باشند و از طرفی دیگر خبرنگاران با روی کرد افزایش آگاهی مردم از اتفاقات روزمره و عمل کردهای مثبت و منفی صاحبان قدرت، به نحوی در انعکاس فعالیت های آنان نقش آفرینی می کنند. بر همین اساس این رابطه دو سویه، حساسیت و اهمیت کار رسانه ای و خبرنگاری را دو چندان کرده است.
شکل گیری این رابطه دو سویه اما از ابتدا اشتباه صورت پذیرفته است؛ رابطه ای که در صورت دو سویه بودن، برای طرفین می توانست بسیار راهگشا باشد در غالب موارد، تنها به شکل حامی مسوولین خواسته شده است. پای درد دل هر کدام از مدیران مسوول و سردبیران رسانه های شهرمان که می نشینیم از انبوهی از فشارها و احضاریه های قضایی-امنیتی در مواقع انتقاد یاد می کنند که در مقابل تشکرهای بی مایه در روز خبرنگار ناچیز است. این که در همه مواقع خبرنگاران باید پا به رکاب مسوولان باشند و اگر به هر دلیلی خبری از قلم بیفتد و یا در پی عملکرد ناصوابی نقدی منتشر شود، عتاب، عدم همراهی و حتی قطع اشتراک نشریات و قطع حمایت از طریق تبلیغات سکه رایج رابطه مسوولان با رسانه ها باشد دورنمایی زیبا از این رابطه و صداقتی دلنشین ورای این تقدیرهای سالانه را به اذهان متبادر نمی کند.
غم این رویه چند ساله وقتی بر سینه ها بیش تر سنگینی می کند که نهادی حاکمیتی چون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی که اعطای مجوز به رسانه ها، نظارت بر عملکرد آن ها و سازماندهی خبرنگاران حول تشکل صنفی شان از جمله وظایف اوست نیز به وظیفه خود عمل نمی کند. اصحاب رسانه کازرون متاسفانه سال هاست از هر تشکلی که به دنبال حمایت و دفاع از حقوق خبرنگاران باشد بی بهره اند و این با توجه به وجود چهار هفته نامه و یک پایگاه خبری تحلیلی رسمی و تعدادی رسانه و پایگاه خبری تحلیلی غیر رسمی عجیب و غیرقابل باور است. به خوبی به یاد دارم که در جلسات مختلفی که در این سال ها و به مناسبت تقدیر از رسانه ها و اصحاب آن و خبرنگاران تشکیل شده است، نگارنده و سایر همکاران بارها این ضعف ساختاری را متذکر شده ایم و در دوره های مختلف و از سوی فرمانداران و روسای مختلف اداره ی مذکور، وعده حل این معضل حتی در کوتاه مدت داده شده است ولی در همچنان بر همان پاشنه می چرخد و خبرنگاران از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی خود چون بیمه، اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر، حمایت های وزارتی و... که در بسیاری از شهرها رایج و مرسوم است، محرومند.
حقیقت تلخ آن که بخش قابل توجهی از مسوولان، رسانه ها را نه چشمان بیدار جامعه که پله های ترقی خود می دانند و از قِبَل پوشش های رسانه ای و انتشار گزارش فعالیت های خود در رسانه های مکتوب و دیجیتال این شهرستان، در پی ایجاد رزومه و ارتقای سازمانی خود هستند و بود و نبود رسانه ها و اصحاب آن برای شان پشیزی نمی ارزد چه آن که هم در تجربه تعطیلی چندین ماهه پایگاه خبری تحلیلی کازرون نما به عنوان اولین رسانه دیجیتال شهرستانی کشور و شهر کازرون در ایام گذشته و هم چنین تعطیلی هفته نامه سلمان به عنوان اولین رسانه مکتوب شهرستان کازرون و نبود هرگونه حمایت جدی و عملیاتی و به دور از هرگونه حرافی و بازی با کلمات به وضوح آن را مشاهده کردیم.
نگارنده اما بر این باور است که اولین و مهم ترین گام در تقدیر از خبرنگاران و حمایت از رسانه ها و بازنشانی اصحاب رسانه به جایگاه واقعی شان، اقدام سریع و جدی در راه اندازی تشکل صنفی خبرنگاران و در ادامه حمایت همیشگی و واقعی از آن هاست تا شاید پس از سالها باور کنیم که درک درستی از جایگاه رسانه و فعالان آن شکل گرفته است. به امید آن روز.
هم یاری و کمک برای بهتر برگزار شدن هر رویدادی چه مادی و چه معنوی یک اصل پذیرفته شده اجتماعی و یک اصل اساسی سنت اسلامی است. همه ما کما بیش این جمله را بارها شنیده ام و خودمان هم بیان کرده ایم و یا حتی اندیشیده ایم که انسان ذاتا اجتماعی است و برای گذران زندگیش نیازمند دیگران است.
آیه مبارکه "تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان(مائده/2)" هم این هم افزایی و هم یاری را که در تعابیر قرآنی و روایی ما با عنوان "تعاون" از آن یاد می شود به عنوان یک اصل اساسی سنت اسلامی برای ما روشن و مشخص کرده است.(المیزان، ج 5، ص163)
در روایات ما نیز روایات زیبایی درباره لزوم همیاری و تعاون در کارهای خیر وجود دارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که می فرمایند: "خیر اخوانک من اعانک علی طاعه الله و صدک عن معاصیه و امرک برضاه" یعنی بهترین برادران کسی است که به تو کمک کند در طاعت خدا و دور شدن از گناهان و دعوت کردن تو به جلب رضایت خدای مهربان(مجموعه ورام، ج2، ص 123)
معمولا پس از انجام هر کار خیری، شعف و بهجت زیادی در خود احساس و فکر می کنیم انسان مفیدی هستیم و خدا رو شاکریم که توانستیم این کار را انجام بدهیم و در نهایت به خودمون می بالیم. بارها و بارها از افراد مختلف با منش و مرام های مختلف شنیده ایم که اوج این احساس رو پس از دستگیری از فقرا و نیازمندان درک کرده اند و از اینکه عملی نسانی انجام داده اند و یا حتی وسیله ای برای کمک خدا به آنها بوده اند به خود بالیده اند ولی آیا حقیقتا این نگرش درستی است؟ این روایت را ببینید.
امام صادق علیه السلام در بخشی از یک روایت مفصل که در کتاب بحارالانوار آمده است می فرمایند: " والله فی عون المومن ما کان المومن فی عون اخیه" یعنی تا وقتی که مومن در حال کمک به برادر دینی خود باشد، خدا هم در حال کمک به اوست(بحارالانوار، ج71، ص 322)
به عبارت ساده تر اگر میخواهیم کمک خدا را احساس کنیم باید در پی یافتن برادران مومن و مسلمان خود باشیم و نیازمندی هایشان را برطرف کنیم. خوب که نگاه کنیم شاید این طور هم بتوان گفت که برای جلب کمک خدا، ماییم که نیازمند یافتن نیازمندان و کمک به آنهاییم. ماییم که باید همواره در پی فشردن مومنانه دست آنها باشیم تا گرمای دست حمایت گر خداوند سبحان رو در زندگی مان بیش از پیش احساس کنیم.
فرصت ماه مبارک رمضان، فرصتی طلایی برای رشد معنوی مان و بهره مندی از کمک و حمایت خداوند است. در این ماه سعی کنیم صیاد دست ها باشیم و بی منت و مومنانه کمک کنیم...
گروه خانواده خبرگزاری فارس؛ سیده راضیه حسینی: خاطرات دویدن و بازی کردن توی حیاط مسجد، رقابت پسربچهها برای مکبّر شدن و کمک دادن در برنامههای مناسبتی مسجد و کلاسهای مختلفی که مساجد برای تابستانها برگزار میکند، همه اینها برای بچهها خاطرات دلچسبی را میسازد و مسجد را به فضایی آشنا و صمیمی برای گذراندن وقتهای خالی تبدیل میکند. فضایی که برای خانوادهها امن و قابل اعتماد است و میتوانند بچههایشان را با خیال راحت به مسجد محله بفرستند تا هم با حال و هوای معنوی آنجا انس پیدا کنند و هم در برنامههای مختلفش شرکت کنند. اما مسجد چه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی را در کودک و نوجوان شکل میدهد؟ برای پیدا کردن پاسخ این سؤال، با امام جماعت جوانی صحبت کردیم که کارشناس تربیت کودک و نوجوان است و هم چند سالی است در مساجد برنامههای جذابی برای بچهها برنامهریزی و اجرا کرده است.گفتوگوی ما با «مهدی صنعتی» را در خصوص تربیت مسجدی بخوانید.
اولین و اساسیترین کارکرد مسجد در تربیت بچهها، تقویت هنجارهای صحیح خانوادههاست. این مسئلهای است که در تعامل مسجد با خانوادهها، یعنی در قالب یک رابطه دوطرفه اتفاق میافتد. ما به صورت جدی برای اصلاح رابطه بچهها با خانوادهها وقت میگذاریم؛ جلساتی با خانوادهها برگزار میکنیم و اولویتها و دغدغههای آنان را میگیریم و خط قرمزهایی که پدر و مادر در مورد فعالیتهای فرزندشان دارند را در نظر میگیریم و در برنامهریزیها لحاظ میکنیم. یک مثال خیلی سادهاش، ساعتی است که باید فرزندشان در خانه باشد. یعنی اگر میخواهیم در مسجد برنامهای را برگزار کنیم، طوری برنامهریزی میکنیم که تا آن ساعت بچهها کارشان تمامشده باشد و بتوانند برگردند. یا گاهی خانوادهها میگویند ما با فلان آسیب در خانواده درگیر هستیم و ما میدانیم در برنامههای مسجد کدام موضوعات اساسی مربوط به آسیبهای خانوادگی را بهصورت غیرمستقیم لحاظ کنیم.
هماهنگی بین مسجد و خانواده، یکی از مهمترین نکاتیست که در برنامهریزیهای مسجد برای بچههای کودک و نوجوان باید مدنظر قرار بگیرد و میتواند اثرات تربیتی این برنامهها را چند برابر کند. یعنی مسجد و خانواده همدیگر را رقیب هم نبینند بلکه روی کمک و همراهی هم حساب کنند. در چنین شرایطی مسجد نقشی بسیار پررنگ در تقویت هنجارهای خانوادگی بر مبنای آموزههای دینی خواهد داشت. پس در صورت شکلگیری یک ارتباط مثبت و مؤثر بین خانواده و مسجد، یکی از مهمترین نتایج تربیت مسجدی، تقویت نقش خانواده و هنجارهای آن برای بچهها است. این نکته را هم کسانی که برنامههای مذهبی یا اوقات فراغت را در مسجد تنظیم میکنند باید مدنظر قرار دهند و هم خود خانوادههایی که به حضور و اثرپذیری مثبت فرزندشان از مسجد اهمیت میدهند. باید این نکته مدنظر قرار بگیرد که در معارف دینی ما، خانواده جایگاهی بسیار مهم و کلیدی دارد و هر برنامه تفریحی-تربیتی در مسجد باید با اصل و محور قرار دادن خانواده باشد.
بچههای مسجدی، مسئولیتپذیرند
بچهای که در فعالیتهای مسجد شرکت میکند، بسته به سطح تواناییاش در این محیط امن و قابل اعتماد، نقش و مسئولیتی بر عهده میگیرد و این باعث میشود «مسئولیتپذیری» در او تقویت شود. یعنی در یک فضای اجتماعی، مسئولیتی را قبول کند، نسبت به انجام آن تعهد داشته باشد و برای انجام آن مهارتهای مختلفی را تمرین کند.
مسئولیتهایی مانند مکبّر بودن تا پذیرایی از نمازگزاران یا کمک به نظم مراسمهایی مثل اعتکاف، احیاء و دعا که به صورت دائم و همیشگی در مسجد برقرار است؛ و علاوه بر آن مسئولیتها و نقشهایی که در فوقبرنامههای مربوط به اوقات فراغت به بچهها سپرده میشود و برای برنامهریزان این برنامهها و بهویژه امام جماعت مسجد فرصت بسیار خوبی است تا این مهارتها را به بچهها یاد دهد.
یکی از مشکلاتی که ما در ابتدای ورود بچهها به فضای مسجد با آن مواجه هستیم، ضعف مسئولیتپذیری آنهاست. در اغلب خانوادهها به خاطر پدیده فرزند سالاری، هر امکاناتی که بچهها میخواهند، در اختیار آنها قرار دارد و یا با خطاهای جدی آنها و کمکاری در وظیفههایی که بر عهده دارند، خیلی با مسامحه برخورد میشود؛ درمجموع بار مسئولیتی بر عهده بچهها قرار نمیگیرد. وقتی آنها در مسجد و کارهای گروهی مختلف مشارکت میکنند و مسئولیتی بر عهده میگیرند، این نقطهضعف جبران میشود و مهارت مهمی را یاد میگیرند که در زندگی بهشدت به آن نیاز دارند. مخصوصاً اینکه فضای مسجد اقتضای این را دارد که فرد به مسئولیتی که بر عهده گرفته، تعهد داشته باشد وقتی کاری را در مسجد به خوبی انجام میدهند، مورد تشویق قرار میگیرند.
قدرت نظم و برنامهریزی بچهها تقویت میشود
من بچههای متعددی را دیدم که وقتی تازه میآمدند، مسئولیتپذیری بسیار پایینی داشتند و بعد از مدتی که با فضا و مسجدیها همراه شدند، خیلی در این زمینه قوی شدند. کودک و نوجوانی که در مسجد مسئولیتی را بر عهدهاش میگذارند، برای انجام آن مهارتهای مختلفی را یاد میگیرد. برنامهریزی، یکی از مهمترینِ این مهارتهاست که در درجه اول با شرکت در نماز جماعت در او ایجاد میشود و در درجه بعدی همین مسئولیتی که برعهدهگرفته، چون نیاز به برنامهریزی و نظم دارد، این مهارتها را در او شکل میدهد و تقویت میشود.
بچهها مهارتهای ارتباطی را یاد میگیرند
در کنار آن مسجد میتواند یک محیط امن، مورد اعتماد و بدون نیاز به هزینه برای مشارکت اجتماعی فرزندان ما باشد. جایی که درک اجتماعی آنها بالاتر میرود و ارتباطات با افراد را یاد میگیرند. درواقع مسجد و نماز جماعت یکی از نمونههای اصیل اجتماع مسلمانها است و صرف حضور بچهها در این اجتماع بسیاری از مهارتهای ارتباطی را در او پرورش میدهد. وقتیکه در فعالیتهای مسجد نیز مشارکت و قبول مسئولیت میکند، روابط بیشتری را برقرار میکند و این مهارتها بهتر و عمیقتر در او شکل میگیرد و رشد مییابد.
از روحیه جهادی تا ادب نسبت به بزرگترها
در مسجد محور فعالیتها و همکاریها برای رضای خداست و درنتیجه، در ذهن بچهها اینطور جا میافتد که در کار و خدمت به مردم، همیشه سود و کسب درآمد اصل نیست. این موضوع در درجه اول، خودخواهی و خودمحوری را در بچهها کمرنگ میکند و باعث میشود کمک به مردم و کار برای رضای خدا به عنوان یک ارزش در ذهن آنها شکل بگیرد. از سوی دیگر، چنین نگاه و فعالیتهایی روحیه جهادی را در بچهها شکل میدهد و تقویت میکند.
حضور بچهها در صفهای نماز جماعت و در کنار بزرگترها خودش بهتنهایی میتواند ویژگیهای اخلاقی مثبتی در آنها ایجاد کند. ادب و احترام یکی از ویژگیهایی است که در مسجد بسیار پررنگ است و بهصورت ناخودآگاه در درون بچهها شکل میگیرد و نهادینه میشود.
دغدغهها نسبت به جامعه و فرهنگ پررنگتر میشود
یکی دیگر از ویژگیهایی که در بچههای تربیتیافته در فضای مسجد، پررنگ است دغدغه نسبت به اولویتهای اجتماعی، فرهنگی و دینی است. چون بچهها در این محیط با معارف و اصول دینی انس پیدا میکنند و این دغدغهها جزئی مهم از دین ماست که چه در منبر امام جماعت و چه در فعالیتهای جنبی مسجد، پررنگ است. آنها یاد میگیرند باید نسبت به افراد محروم و فقرا احساس مسئولیت داشته باشند، موضوعات فرهنگی جامعه برایشان مهم باشد و مشکلات مختلف کشور برایشان موضوعیت داشته باشد. حتی اگر آن مسجد امام جماعت بهروز و مطلعی داشته باشد، بچهها را نسبت به محیطزیست، طبیعت و مسائل مهمی که کمتر در فضاهای مذهبی موردتوجه است، حساس میکند. اینکه نباید حتی در صورت فراوانی نعمت، اسراف کنند.
ویژگیهای اخلاقی مانند حیا، اسراف نکردن و ... نیز با توجه به اینکه در آموزههای دینی ما پررنگ است توسط مسجد به بچهها منتقل میشود و این باعث شکلگیری یک شخصیت سالم برای آنها میشود.
برای آموزش مربیان مسجد برنامهریزی داشته باشیم
برای اینکه اهداف تربیتی مسجد تحقق شود، فردی که در مسجد متولی برنامهریزی برای فعالیتهای بچههاست یا مربیان کلاسهای فوقبرنامه باید هم مهارت ارتباط با بچهها در سنین کودک و نوجوان را داشته باشد و هم نکات تربیتی را مدنظر قرار بدهد که هم این ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی در طی حضور بچهها در برنامهها تقویت شود و هم آنها را از فضای مسجد زده نکند. این متولی ممکن است بزرگتر مسجد، امام جماعت و یا مربی کلاسها باشد.
طبق تجربهای که ما داریم، هرچقدر فعالیتهای فوقبرنامه مسجد، مربی محور باشد، اهداف تربیتی آن بهتر و بیشتر محقق میشود. یعنی بچهها وقتی وارد فضای مسجد میشوند در قالب همین برنامهها با یک نفر در ارتباط باشند تا آنها را ارتقاء دهد. طبیعتاً با چنین رویکردی باید برای انتخاب مربیان و آموزش مهارتهای مختلف به آنها برنامهریزی کرد که تصور میکنم مخصوصاً در ایام تابستان چنین برنامهریزی بسیار ضروری است. مثلاً مربی از نظر اعتقادی در سطح خوبی باشد، روابط عمومی و روابط اجتماعی قوی داشته باشد و بتواند با بچهها ارتباط بگیرد. اگر به نکات تربیت کودک و نوجوان مسلط باشد که چهبهتر، اگرنه دورههایی برای این مربیان برگزار کنیم تا نکات ضروری مورد نیاز را به آنها منتقل کنیم. هرچقدر این ساختار برنامهریز در مسجد، بتواند قویتر و اصولیتر شکل بگیرد و برنامه بریزد، تأثیرات این محیط معنوی بر شخصیت و ویژگیهای بچهها بیشتر و عمیقتر خواهد شد.