اشراق

یادداشت های یک فرهنگ دوست

هنر
  • یا مرتضی علی (ع)
کتاب
  • “بوی خوش عطر” رونمایی شد
طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با موضوع «یادداشت ها :: علمی» ثبت شده است


خوب به یاد دارم که یکی از شیرینی های دوران کودکی مان، حضور در صف های به هم فشرده ی نماز جماعت مساجد و بهره مندی از افطاری های مومنین در این شب های عزیز و بیدارماندن های با مشقت شب های قدر بود؛ تصاویری که متاسفانه دو سالی است از دیدن شان محرومیم و بی تاب تکرار آن خاطراتیم.

در این ایامی که بر ما به سختی می گذرد و هر کدام مان به دلیلی دل خوشی از این بیماری و فضای اجتماعی پیرامون آن نداریم و غالب مردم عزیزمان به همین دلیل و بخاطر تعطیلی ها و مصائب کرونا بیش از گذشته در خانه هستند، شاید بد نباشد که اندک زمانی را به طهارت روح و جان بپردازیم. فرصتی را برای تامل در مسیر طی شده و کارهایی که در آینده باید انجام دهیم، کنار بگذاریم و چه فرصتی بهتر از شب های ماه مبارک رمضان و شب های قدر پیش رو؟

هر کدام از ما، بسته به حواس پرتی مان، کارهای صحیحِ نکرده و غلطِ انجام داده که نیازمند بازنگری هستند، کم نداریم و تامل در آن ها و عزم بر اصلاح شان، کم توفیق و منفعتی نیست؛ تاملی که به تعبیر برخی روایات از عبادت هزار سال هم بیشتر است.

خوب می دانم که اطراف مان را دلایل حواس پرتی و غفلت فرا گرفته اند و اصلا همه جهت دهی های جامعه و زندگی و... به سمتی غیر از آن چه دارم پیشنهاد می دهم هست ولی این را هم معترفیم که عیار هر انسانی به میزان تعقل و تفکر و دانش اوست و از پی این هاست که انسان بودن مان شکل می گیرد و از پی انتخاب های مان است که نوع زندگی مان را می سازیم.

سختی روزگار و ناکارآمدی مسوولان شاید برخی از ما را به نتایج غلطی چون روی گردانی از دین و آموزه های آن هم کشانیده باشد، اما خودمان هم می دانیم که این، نه رسم تامل و تعقل است و نه از پس انتخاب درستی برآمده است. نشانه اش همان که تا جان را در مسیر معنویت و طراوت ماه مبارک رمضان قرار می دهیم، تا سیم های ارتباط مان با خالق هستی وصل می شود، نشاط و سرزندگی فراوانی می یابیم به نحوی که گویا در آغوش پدر و مادرمان هستیم و دل در اقیانوس محبت و نوازش شان رها کرده ایم.

بیایید با هم قرار بگذاریم و کلاه خودمان را قاضی کنیم و به این نکات بیندیشیم و در پی انتخاب درست و عالمانه باشیم و امیدوار به فضل و رحمت الهی. ساعاتی هر چند کوتاه را به اشتباهات مان بیندیشیم و در مسیر پیش رو به خودمان قول دهیم که هر روزمان را به عید انانیت و انتخاب های درست تبدیل کنیم.  

من با همه وجودم برا شما دعا می کنم که توفیق تامل، انتخاب درست و بهره مندی از معنویات ماه مبارک را پیدا کنید و البته امیدوار به دعای شما هستم.

مهدی صنعتی
۰۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


این روزها و در ایام پر اضطراب اقتصادی، شاید خیلی ها به این فکر کرده باشند که آیا خوشبخت خواهیم شد و شاید از خدای خود خواسته باشند که آن ها را به این خواست مهم برساند. عده ای دیگر اما دغدغه روز و شب شان سعادت مندی است و در پی دست یافتن به آن، تلاش فراوانی می کنند و آن ها هم از خدای خودشان این را با اصرار می خواهند.

اشتباه نکنید. نمی خواهم دوگانه دنیا و آخرت ترسیم کنم و یا بر مسند قضاوت بنشینم و عده ای را دنیاگرا و مذموم و دیگران را آخرت گرا و ممدوح بنامم؛ نه! مختصر و مفید میخواهم خدمت شما عزیزان عرض کنم که شاید راه را اشتباه رفته ایم!

مگر نه این است که وقتی از سر شوق و پر از امید در پی دست یابی به موفقیت هستیم و یا دردمندانه کیمیای سعادت را می جوییم، آن چه بیش از هر چیزی تشنه آن هستیم، مسیر موفقیت انسان های بزرگ است؟ نقشه راهی که آن را طی کرده اند و راز موفقیت شان هست را به بالاترین قیمت خریداریم و اکسیر بی مانند خوشبختی و یا سعادت می دانیم چرا که آن را «یک راه طی شده» می پنداریم.

واقعیت این است که از پس همین نگاه بوده است که مهم ترین اندیشمندان، دانشمندان و موفقین در این عالم، سال ها تجربه کرده اند و نوشته اند و گفته اند تا نقشه راه به دست مان برسانند و ما با همه وجودمان در پی آنیم، بی آنکه از خودمان بپرسیم که آیا آن چه در دست داریم همه مشکلات مان را حل می کند یا خیر؟

همه مان بی کم و کاست، انسان را نیمی فرشته می دانیم و با این نگاه نمادین، اعتراف می کنیم که به هر دوی این برنامه ها نیازمندیم؛ هم نیازمند راهی برای خوشبختی برای نیمه انسانی مان و هم راهی برای سعادت و اعتلای نیمه فرشته خوی مان. به همین دلیل است که برنامه ای مایه آرامش روح و جان مان می شود که هر دو مسیر را به خوبی ارایه دهد و هر دو هدف را تامین کند و از قضا ما مسلمان ها به پشتوانه معارف عمیق دینی مان، مدعی چنین برنامه ای هستیم.

خداوند بزرگ، لطفی در حق مان کرده و در چنین روزهایی کامل ترین فرستاده اش را همراه با کامل ترین نقشه راه برای همه ساحت های حیات بشری فرستاده است تا ما را به هر دو هدف برساند. از خوش شانسی و سعادت مان بوده است که ما هم پیرو این مکتب هستیم و در این مسیر قرار گرفته ایم و اگر هم با عمل مان منحرف شده ایم، راه بازگشت و شکر این نعمت بی بدیل را بازگذاشته که «صد بار اگر توبه شکستی باز آی» آن هم بازگشتی که در آن پشیمانی نیست و چاره همه پشیمانی ها و چه کنم هاست.

وجود پیامبر عزیزمان و آیین آسمانی و کامل مان، دِین بزرگی بر عهده مان نهاده است که به درستی از پس شکر آن بر نمی آییم جز آن که خوب آن را بشناسیم و مومنانه سر بر آستان این مسیر نهاده و با قدم های دل مان در این مسیر حرکت کنیم و به سعادت و خوشبختی دست یابیم. قطعا بی توجهی به این راه حقیقی و کامل و گدایی مسیرهای بدلی از دیگران ناشکری و اشتباه روی است.

همدیگر را دعا کنیم که موفق به شکر این نعمت باشیم. عیدتان مبارک.

مهدی صنعتی
۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۰۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

پس از حضور غرور آفرینی که دکتر احمدی نژاد در اجلاس دوربان 2 داشت تلویزیون داشت از قول ایهود باراک صهیونیست هم وطن که شنیده ام مدت ها در یزد زندگی می کرده است در واکنش به این امر می گفت : " حضور احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان 2 به عنوان میهمان تاییدی است بر این که جهان به سمت جنون می رود " اما بر خلاف قسمت اول صحبتش من با بخش دومش بسیار همراه شدم و بر دلم نشست : " جهان دارد به سمت جنون می رود "

****

زنی بود حدود 45 ساله . زیر نویس تلویزیون او را مبارزی لبنانی معرفی می کرد که داشت جانکاه ترین خاطره اش را بر زبان می آورد . می گفت : " اسراییلی ها ایام درو کردن محصولات برای غارت به شهرهای فلسطینی حمله می کردند . مردم نیز برای مصون ماندن از آزار و اذیتشان قبل از هر کاری زنان و دختران جوان و کودکان را از شهر فراری می دادند تا گزندی به آنان نرسد . می گفت زنی 3 روز از وضع حملش گذشته بود و خدا پسری را به او داده بود . اسراییلی ها داشتند می آمدند و پدر شوهر او در حال راضی کردن این زن برای فرار از مهلکه و او در حال مجاب نمودن پدر شوهر که من با این وضعم که نمی توانم شما را همراهی کنم و این ها هم هر چه یاشند بالاخره برای غارت می ایند و نه برای کشتن . هر چه خواستند می برند و با من کاری ندارند . من که زنی هستن و این هم کودکی آن ها هم خودشان زن دارند و بچه . قطعا کاری با من نخواهند داشت . بالاخره پدر شوهر از سر ناچاری فرار را بر قرار ترجیح می دهد . سربازان می آیند و غارت می کنند و به مادر و کودک می رسند . کودک را که می بینند فرمانده شان او را روی دست بلند کرده و شروع به باز کردن قنداق ، راستی گویا زمستان هم بوده است و هوا سرد . مادر با لحنی سرشار از التماس از او می خواهد که با کودکش کاری نداشته باشد و اسراییلی در جواب می گوید می خواهم بدانم پسر است یا دختر . کودک را که تماما لخت می کند می فهمد که پسر است . خطاب به مادر می گوید فکر کنم نامش یا حسن است یا حسین و مادر در جواب می گوید حسن است . یه یک باره نیمی از کودکش را در دست راست اسراییلی و نیمی در دست چپش . او را از وسط دو نیم کرده بود . "

 این خاطره هم بر جانم نشست لکن نه از نوع نشستن سخن ایهود باراک . زخمی بر قلبم نهاد که فکر می کنم سخت بتوانم این خاطره را فراموش کنم .

****

باورم بر این است که همیشه از سوی مردم و نه حتی حاکمیت کشورمان حساب مومنان یهودی با صهیونیست های افراطی جدا بوده است و در کلام رییس جمهور هم همین طور ،مدعایش هم همین حضور خاخام های مخالف صهیونیست که هر ساله در همابش دفاع از فلسطین شرکتی فعال دارند لکن گویا امر از مدت ها قبل بر برخی مشتبه شده است . روزنامه نگاری در سرمقاله ای که بر جریده اش نگاشته بود در مذمت نفی هولوکاست و در ارایه راه کار در حل این بحران !!!!! از این که مساله ی فلسطین مساله ی ما نیست نگاشته بود و قوم یهود را قومی نیکو !!!!! در قرآن نام نهاده بود و از این طریق خواسته بود که ایران خود را درگیر بازی تبدیل جدال " مسیحیت – یهودیت " به " اسلام – یهود " نکند چرا که نه تنها نفعی ندارد که ضررهای فراوانی نیز بر آن مترتب است گو این که یهودیان در گسترش اسلام از صدر تا کنون نقش مهمی داشته اند و ما خبر نداشته ایم .

****

شاید ماه ها به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده بود ولی همین نویسنده ی قبلی همبشه در جریده اش چندین صفحه را به این امر اختصاص داده بود . از سیر تا پیاز ماجرا ها شرح داده می شد . این که دختر سارا پلین ازداج نکرده باردار است یا این که اوباما پلین را به سگی آرایش کرده تشبیه کرده است و یا حتی این که قیافه ها این ها چقدر با قبلشان تغییر کرده است ؛ گویا این بار " مساله ی آمریکا مساله ی ما بود " . مدتی نگذشت که شعار انتخاباتی یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مان هم - یه مشورت دیگران و البته همان جریده نویس گرامی - " تغییر " شعار کاندیدای پیروز انتخابات آمریکا و حامی امروز اسراییل و صهیونیست ها شد ، همو که اجلاس دوربان 2 را در حمایت از صهیونیست ها تحریم کرده بود .

****

حالا که کمی اندیشه می کنم فکر می کنم که شاید اثرات زندگی در ایران و هم جواری با طبع های لطیف ایرانی بر این این مردنما بوده است که این جمله را بر زبانش نهاده است که " جهان به سمت جنون می رود " . من هم برای این تعبیرات چیزی جز این عبارت نمی یابم .

واقعا این که برادران دینی ام را در سرزمینی بکشند چون همان کودک سه روزه و من به این فکر کنم که آیا مساله ی فلسطین مساله ی ما هست یا نه و یا توجه به آن نفعی برای ما دارد و یا حتی هلوکاست که بهانه ای برای این همه جنایت است مساله ی ما هست یا نه برایم دردآور است . حالم از این افکار سطحی و منفعت طلبانه به هم می خورد . شما را نمی دانم ......

مهدی صنعتی
۰۲ ارديبهشت ۸۸ ، ۰۱:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۷ نظر

نمی دانم تا چه اندازه با این حرف موافق هستید که فضاها و مباحثات سیاسی تا آن جا می تواند امیدبخش و مثمر ثمر باشد که هر دو طرف نخواهند گذشته ها و دستاوردهای خود و البته مبانی و مانیفست و استراتژی های خود را فراموش و یا انکار کنند و اگر در روال دوران و گذر زمان به نتیجه ای رسیده اند در تضاد کامل با آن چه قبلا می پنداشته اند و یا فریاد می زده اند و آن را در فرآیند رشد و تعالی اندیشه های نوگرایانه خود می دیده اند امروز با شجاعت تمام و تمام قد اشتباهات خود را نیز یادآوری و سپس به بیان دیدگاه جدید خود دست یازند .

از دیگر سو اذهان برای همراهی با دیدگاه ها نیز نیاز به برخوردهای مساوی با انحرافات و یا شتباهات دارند و اگر در موردی خون راه بیفتد و در مورد دیگری هیچ اتفاقی نیفتد بی درنگ ذهن برچسب رفتار دوگانه و نفاق را خواهد چسباند و این نتیجه را حاصل خواهد کرد که جز منفعت طلبی و قدرت طلبی چیز دیگری نصیب آنان نخواهد شد .

اما بحث زمانی بالاتر می گیرد که مشاهده کنی کسی که تا سال ها و همین اواخر هنوز تولیدات فکری و یا حتی اصطلاحی او ورد زبان و از ارکان تحلیل های عوام و خواص دسته جات مختلف و هم فکر او هستند ، به نهایت درجه رشد و تعالی خود رسیده و آنان را فریاد زده و دوستان را در این مخمصه قرار داده که چه کنیم . اگر او را و افکاراو را انکار کنیم که کاخ های مان را که بر اندیشه های او و امثل او بنیان نهاده ایم خواهد ریخت و اگر تکذیب نکنیم که مردم را چه می شود با این همه تناقض .

سخن از دو تولید خبری " خبرگزاری فارس " است در این مدت یک هفته ای که گذشت . اولی مصاحبه ای است که با سردار "محمد درودیان" انجام داده و سردار به صراحت بیان کرده اند که " آقای ابراهیم یزدی از بیست روز قبل از اشغال سفارت از این واقعه خبر داشته است آن هم از سوی سفیر آمریکا در ایران " و دومی مقاله ی " اکبر گنجی " در رادیو زمانه است که به صراحت وجود نازنین امام زمان (عج) را انکار کرده اند .

نمی دانم این روزها تهمت حجتیه ای و دلسوزی برای امام زمان در سطح کشور و بالاخص در میان وبلاگ نویسان هم شهری بسیار رواج دارد و به قول معروف اپیدمی است ولی با گذشت چند روز از انتشار مقاله اکبر گنجی دوستان واکنشی در دفاع از ساحت مقدس آن حضرت نداشته اند .

راستی اکبر گنجی را که می شناسید ، همانی است که اسوه مبارزه بدون سازش است . همانی است که توبه نامه ننوشت تا چون کرباسچی و نوری منزوی نشود . همانی است که روزی که آزاد شد با آن ریش بلند و هیکل لاغرش تیتر اول روزنامه های اصلاح طلب بود . همانی است که می خوست امام را به موزه ها بفرستد و البته دوستان هم با او همراهی کردند ولی چون یاری مردم را ندیدند مدتی است دارند امام مورد نظر خودشان را از موزه اذهانشان بیرون می کشند . همانی است که در مقالاتش به ساحت امام حسین (ع) اهانت کرده بود و حداقل ما به یاد نداریم که دوستان دین دار امروز و این چند روزمان با او مخالفتی کرده باشند که افکار او را عین روشنفکری دینی و چون واقعیت می دیدند .

جالب است . خیلی هم جالب است . گنجی مثل تف سربالا برای برخی از دوستان ما می باشد که اگر آن را تف کنند به خودشان بر می گردد .

خیلی دلم می خواهد که باور کنم این دفاع ها از امام و ساحت مقدس امام زمان را ولی چه کنم که با این محکوم نکردن ها دلم راضی نمی شود .

---------------------------------------------------

۱. مدت هاست که رویه وبلاگ بر خلاف میل باطنی و به دلیل مشغله ی کاری تغییرکرده است . از این پس سعی می کنم هم بیشتر و هم تولیدی تر باشم .

۲. اگر کمی پایین تر بیایید یک عملکرد متناقض دیگر را هم خواهید دید. توهین عباس عبدی به مراجع تقلید را می گویم .

مهدی صنعتی
۱۶ مهر ۸۷ ، ۱۸:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خط سیر نظریات فقهی جناب آیه الله صانعی چندسالی است که از خطر سیر مشهور فقها فاصله‌ای محسوس گرفته است؛ به طوری که هرچه پیشتر می‌رویم زاویة بین این دو خط بزرگتر می‌شود.

 

در این میان پرسش‌هایی چند، در ذهن آشنایان با مواضع ایشان، جوانه می‌زند:

 

الف) منحنی سلوک علمی ایشان در نقطة شروع و اوج و نقطة فرود و نقطه عطف چگونه قابل تحلیل و تفسیر است؟

 

ب) تطابق فتاوای ایشان با برخی رویکردهای سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چگونه تفسیر می‌شود و این مطابقت تا کجا ادامه خواهد یافت؟

 

ج) تفاوت‌های عمده مبادی و مبانی فقهی ایشان با دیگر فقیهان در چه حدی است و چگونه در نتایج استدلال‌های ایشان اثر می‌نه....

مهدی صنعتی
۲۵ ارديبهشت ۸۷ ، ۱۴:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ نظر
مهدی صنعتی
۱۶ آذر ۸۶ ، ۲۰:۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۶ نظر

 

امروز و بر اساس عادت وبگردی ام سری به وبلاگ " محمد علی ابطحی " زدم که البته در مطالب پیشینش این مطلب او توجه ام را جلب کرد . او درباره ی دلایل سخنرانی جناب آقای خاتمی رییس جمهور پیشین نوشته است : « در سال­های اخیر مسئله مهدویت و امام زمان(عج) مورد سوءاستفاده­های گوناگون قرار گرفته بود. در سطح جهانی نیز این مسئله به دلایلی که بر همگان روشن است، مهدویت به صورت مشبوه و غیر روشنی مطرح شده بود و هر کس از دریچه­ای به این موضوع پرداخته است. » . اصولا این نوع احساس وظیفه بسیار گرانبها و شایسته ی تقدیر است و موجب خرسندی . لکن ابراز آن از سوی کسی که پدر و برادرش به دلیل ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و سرکیسه کردن عوام به این بهانه ، چندی پیش توسط نهادهای امنیتی دستگیر شده بودند کمی عجیب می نمایاند چه این که چراغی که به خانه رواست بر همسایه حرام است .

دوستی  تعریف می کرد که در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی ، او به همراه محمدعلی ابطحی (که آن موقع رئیس دفترش بود) سفری به شهر قم داشتند . در این سفر ، خاتمی و ابطحی به دیدار جمعی از علما از جمله آیت الله جوادی آملی رفتند. در دیدار با جوادی آملی ، خاتمی به معرفی ابطحی پرداخته و خیلی جدی می گوید:« ایشان پسر همان آقای ابطحی هستند که خدمت امام زمان(عج) مشرف می شوند!» (احتمالا" خاتمی می خواسته وزن علمایی دولت خود را بالا ببرد).

آیت الله جوادی آملی هم در پاسخ ، لبخند بر لب می گوبد: « البته امام زمان(عج) خدمت ایشان می رسند!» و همین جمله استهزاء آمیز آیت الله کافی بود تا خاتمی به سرعت موضوع بحث را عوض کند و از خیر توصیف ارتباطات دولتش با امام زمان(عج) - آن هم به واسطه پدر ابطحی- بگذرد.

حالا دوستان عزیز پیدا کنند لبو فروش را!

 

مهدی صنعتی
۰۸ شهریور ۸۶ ، ۱۳:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

 

مکتب یا ایدئولوژی چیست و چگونه تعریف می‏شود ؟ چه ضرورتی است که‏ انسان به عنوان یک فرد و یا به عنوان عضو یک جامعه پیرو یک مکتب باشد و به یک ایدئولوژی بپیوندد و ایمان داشته باشد ؟ آیا وجود یک ایدئولوژی‏ برای فرد یا جامعه انسان ضروری است ؟ مقدمه‏ای اینجا لازم است . فعالیتهای انسان دو گونه است .....

مهدی صنعتی
۳۰ تیر ۸۶ ، ۱۲:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

 از جمله معانی ای که برای جهان بینی به کار برده اند این است : « یک سلسله اعتقادات و بینش های کلی هماهنگ در باره ی جهان و انسان و بطور کلی درباره ی هستی . » ( 1 )  که البته در جاهای دیگر به صورت « نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره ی جهان و هستی عرضه می دارد ، زیرساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار می رود  که از آن به جهان بینی یاد می شود » ( 2 ) تعریف شده است . بر اساس این تعاریف و مشاهده ی عقلانی و اصولی وقایع موجود باید به این نکته توجه داشت که .....

مهدی صنعتی
۱۹ تیر ۸۶ ، ۱۰:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

چندی است در این فکرم که چگونه می توانم تا حدودی وظیفه ی اصلی خودم را در راستای طلبه بودنم به انجام رسانم تا این که با درخواست برخی از دوستان که برای من اولویت را این گونه مسایل می دیدند تصمیم گرفتم در وبلاگم به موضوع « اندیشه و کلام اسلامی » هم بپردازم و به تبع از ابتدایی ترین مباحث آن آغاز می کنم که دین و واژه های مربوط به آن است . پرواضح است که از انتقادات و سوالات شما دوستان استقبال خواهم کرد و به تبع خوشحال خواهم شد چرا که سبب تلاش روز افزون من خواهد شد . در انتها خواستارم بزرگواران و عزیزان خواننده ی مطالب اندکی دندان بر جگر گذاشته و شبهات و سوالات خود را همراه با بحث جلو آورند تا سبب پراکندگی نشود . لطف نموده و برای خواندن اولین مطلب آن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید .

مهدی صنعتی
۱۶ تیر ۸۶ ، ۲۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر