تیم فوتبال احمدی نژاد - دو وزیر جدید هم در حال پیوستن هستند . سهم کازرون در این جا به دو بازیکن رسید
1. یکی از اصول اساسی حفاظت و مراقبت از حکومت ها و دولت ها اصل « نقد » است که در تعابیر اسلامی ما و از جانب مولای متقیان هم بر لزوم آن از جانب مردم در جامعه اسلامی و انتقادپذیری از جانب زمامداران و حکام تاکید شدیدی گردیده است .
2. اصولا در محاورات و گفتارهای سیاسی روزانه و یا حتی در صحبت هایی که به صورت روزمره در میان مردم استفاده می شود جملاتی با افعال مجهول که نشانه ی آن عدم مشخص شدن مخاطب این جملات است گفته می شود که به سبب برداشت منفی و سوء ظن افراد به فرد سخنگوی این دست جملات ، گاهی سبب برداشت هایی از این نوع سوءتفاهم شده و به قول معروف صحبت آن فرد را « به خود خریده » در مقام پاسخگویی به آن بر می آیند که این خود البته نشان از این است که آن ها خود را شایسته ی نواخته شدن به این صحبت ها دانسته و لذا در صدد پاسخ گویی برآمده اند .
3. این روزها بازار این گونه صحبت ها – که تا حدودی که نه تقریبا کاملا درست است – و آن برداشت ها – که از مغالطه ای ریز سرچشمه می گیرد – گرم است . این می گوید و او خط و نشان کشیده و جواب او را به افشاگری و پاسخ صریح می نوازد گو این که حافظه ی تاریخی مردم این قدر اوضاعش خراب و افتضاح است که فراموش می کنند که چه کسانی بودند که در کارزار های سیاسی دم از چیزی می زدند و در عمل کارشان چیزی دیگر بود . در موردی سکوت نموده و نگاهی به ارزش و اعتبار و بزرگی فرد از دست رفته نمی کنند و در موردی مشابه آن را به بحرانی ملی تبدیل می نمایند تا شاید از این حادثه طرفه ای برای چند سال آینده بسته مرگ سیاسی خود را به عقب بیندازند .
4. نتیجه ی اخلاقی از این بحث این شد که در روزگار نسبیت پارامترهای انسانی – البته نه بر اساس آموزه های دنی بلکه بر اساس داده های غلط عقل بشری که منجر به این نتایج اسفناک شده است - انتقاد و آزادی و خشونت و مردمسالاری و حکومت اکثریت و ... هم خوب است اما تا آن جا که برای ما باشد و در غیر این صورت هر روز یکی را به مسلخ برده منتظر این می مانند که از برای فردا کدام یک را باید این گونه سازند . این مهم تا آن جا میرود که روندی را در یک پروژه ی ملی که تا دیروز خلاف بود و بر ضد مصالح عمومی و فرد مسوول آن ، گاهی در ردیف جانیان بزرگ جهان شمرده شده که ارزش هایس انسانی – با همان توضیح قبل - را یکی یکی نابود ساخته به دلیل منافع سیاسی راه او درست ، منشش متعلی و البته در راستای منویات و باورهای آنان ارزیابی شده او را مفتخر به مدال هایی رنگارنگ می نمایند . خداوند ان شاءالله به همه ی ما تقوی عنایت کند .
" این سخنرانی و این همه تشویق های گرمی که از جانب دانشجویان دانشگاه کلمبیا صورت گرفت بیم آن می رود که سبب شود مردم ایران به این معتقد شوند که رییس جمهورشان از مشروعیتی جهانی برخوردار است " این شاه بیت از جانب " جان بولتون " نماینده ی سابق آمریکا در سازمان ملل و از نئومحافظه کاران افراطی دستگاه فعلا حاکم آمریکا ، خود به درستی شاهدی است پرمایه بر عمق زخم های برجای مانده از سخنرانی احمدی نژاد .
اصولا هر ایرانی اگر حتی به دو امر نه آن که عشق بورزد که فقط برایش مهم باشد نمی تواند از این سخنرانی و مهارت احمدی نژاد با زبان مردمی و بی غل و غشش بجز به نیکی یاد کند و آن دو ، وطن پرستی است و افتخار به داشته ها چه این که احمدی نژاد به درستی از پس حل هر آن چه از مشکل که این دو حس را در ناحیه ی جامعه ی جهانی تضعیف و تهدید می نمود بر آمد و در اطراف دو چالشی که بر سر راهش ایجاد نموده بودند - هولوکاست و حمایت از تروریسم - هر آن چه توانست نور ریخت تا بلاواسطه جامعه ی جهانی سخنان ، اشکالات و – به قول ما طلبه ها - ان قلت های او را بفهمند هر چند مدتی است او در ارتباط با اولین مساله کمی دست به عصا تر راه می رود و رویدادی را که به درستی دروغش می خواند نصفه و نیمه ارایه می دهد و لیکن هم این که با این همه شور و احساسات و استقبال روبرو شد بسیار دستاوردی بزرگ است . او همان طور که در سفرهای استانیش به تعداد فراوان برای شنیدن سخنان او و برای ستاندن حق خویش جمع می شوند این بار هم و در یک سفر دیگر منتهی نه از جنس استانی که از دسته ی بین المللی آن نیز مردمی دیگر با همان دغدغه ها به شنیدن سخنانش می شتابند و این ها هم چون آن ها با دست پر و شاید باورهای جدید از پس سخنرانی او به دنبال رتق و فتق امور خویش می روند و لکن اما آن چه بی شک در مبارزه ی پارادوکس شنیده های قبلی با واسطه و داشته های جدید بی واسطه پیروز بر خواهد آمد بی شک مورد دوم است .
تا بعد خدا نگهدار .
شعری از امام خمینی ( ره )
ماه رمضان شد می و میخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده بوقت سحر افتاد
افطار بمی کرد ، برم پیر خرابات
گفتم تو را روزه به برگ و ثمر افتاد
با باده وضو گیر که در مذهب رندان
در حضرت حق این عملت بارور افتاد
چند شب پیش از شبکه ی یک سیما مستندی پخش شد با نام « به اسم آزادی » که واکنش های فراوانی را در پی داشت که قطعا خودتان هم از این ها همه باخبرید و مطلع . این مستند به طرز جالب و زیبایی به بیان برنامه های مختلف بنیاد سوروس درباره ی کشورهای آسیایی و چگونگی انقلاب های مخملین می پرداخت و با برنامه ای مستند در حاشیه ی متن اصلی – که همان اعترافات آن سه تن بود – به راه کارهای ارایه شده از سوی آمریکا به کشورها و کشورهای انقلاب شده به دیگر کشور ها بود که نشان از برنامه ای دقیق برای این کشور ها بود تا جایی که برای انقلاب های آتی نیز تاریخ هایی مشخص شده بود . نکاتی که از سوی این برنامه ی مستند از کشورهای مخملی شده !!! برای انتقال تجربه مطرح می شد انسان را به یاد وقایعی مشابه در کشورمان می انداخت که در ادامه با توضیحات خانم اسفندیاری و آقای تاج بخش هر بیننده ی مطلعی می توانست به رمز شکافی از آن ها بپردازد . اوج این اظهارات جایی بود که آقای کیان تاج بخش داشت از فعالیت هایش و تدریسش در دوره ی دکترا در دانشگاه های تهران و حتی چاپ کتاب منبع انقلاب های نارنجی از سوی وزارت کشور – البته حتما وزارت کشور دولت احمدی نژاد بوده و نه دولت های قبل وگرنه این دولت ها را چه به این کارها – و در ادامه استفاده از کلید واژه های آن کتاب چون « جامعه باز » و « حکمرانی خوب » در شعارهای انتخاباتی بعضی از گروه ها – توجه به همان توضیح قبلی با اندکی دخل و تصرف !!! - و هم چنین استفاده از همان تفکرات در جلسه ای بسته و مشورتی با مدیران ارشد دولت – توجه به توضیح قبل – بوده است که این ها خود همه گویای مسایل بسیار مهمی است . البته به همه ی اظهارات جناب تاج بخش می توانید این گفته های مهم ایشان را هم اضافه کنید که « هدف دراز مدت بنیاد سوروس برای پیاده کردن آن فلسفه جامعه باز و حرکت کردن آن جامعه یا جامعه ای به سمت جامعه باز- این است که بین حاکمیت و ملت شکاف ایجاد بشود و از طریق این شکاف آن قسمت های جامعه مدنی که برمبنای جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده - روی آن حاکمیت به منظور تغییر رفتارش فشار اعمال کند، این احتمال دارد شکل شتاب زده ای داشته باشد (اگر درجایی مثل گرجستان باشد ) و درجایی دیگر می تواند شکل تدریجی به خود بگیرد و تغییر رفتارها شکلی تدریجی و نرم داشته باشد برای ایجاد چنین شکافی می گوید- یا دولت مرکزی یا حاکمیت مرکزی باید تضعیف بشود یا آن بخش جامعه مدنی یا بخش عمومی را که همراه با آن حاکمیت نیست، باید توانمند باشد. سرمایه گذاری بنیاد سوروس بعد از فروپاشی نظام کمونیسم و شوروی این باید باشد که جهان اسلام را هدف قرار دهند و همین امر همان حالت "اتو پیک " را مجددا و استراتژی دراز مدت این بنیاد را نیز نشان می دهد یعنی درواقع تا بحال بیشتر برنامه ها و سرمایه گذاریهای بنیاد سوروس در داخل اروپای شرقی - آسیای مرکزی و جماهیر شوروی سابق قرار داشته است ولی الان بطور محاوره ای اگر عنوان کنیم آن بنیاد احساس می کند که کارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت کشورهای اسلامی از جمله ترکیه، کشورهای عرب، پاکستان، افغانستان وسایر اینها به پیش می رود. » .
حتما در ادامه از جانب این دو عزیز هم شنیدید که دو تن از چهره های قدیما معروف در سیاست ایران آقایان « علی افشاری » و « سازگارا » هم هم اکنون از بورس های این نهاد های شیرین تر از باقلوا دارند استفاده می کنند . دومی را که یادتان هست ، در ماجرای تعطیلی پایگاه های دشمن یکی از ان روزنامه ها روزنامه ی ایشان بود . خوب ، کم کم دارد معلوم می شود که تعطیلی آن نشریات فله ای بود یا حساب شده . شما هم می توانید پیدا کنید پرتقال فروش را .
یا حق
واقعیت این است که واقعه ی سوم تیر به راستی رویدادی تنها ست در میان غوغاسالاران چرا که فرزند خلف 27 خرداد است و مدال آن را البته در حجمی بزرگتر بر سینه دارد . نمی خواهم در رابطه با پیام این روز حرفی بزنم چرا که معتقدم آنان که باید آن همه پیام را که چون روز می درخشید درک نمودند و آنان ها هم که نمی خواهند بفهمند از گفتن من دوباره نخواهند فهمید و معتقدم آن چه سبب ساز این رویداد شد نه تحلیل های دقیق و موشکافانه ی جناح های سیاسی و نه امدادهای غیبی و نه حتی رای های پادگانی بود که اخلاص اعضای ستاد ایشان در تبلیغ کاندیدای مورد علاقه شان بود که چون او را منطبق بر باورها و آرمان هایشان می دانستند با اعتقادی عمیق ، برای موفقیت او از جان مایه گذاشته و از کمترین چیزی فروگذار نمی کردند . آنان که از پس اندازهای خود به فعالیت های روزانه ی ستاد کمک می کردند و آنان که برای انجام تبلیغات وام گرفتند و پوستر چاپ نمودند و به دستان افرادی چون خودشان دادند . آنان که از سخنان از سر غرور مسوولین ستادهای سایر کاندیداها که چون گذشته شهر را پایگاه اصلی خود می دانستند و از افراد باصطلاح محبوبی که گمان می بردند حضور آنان در این ستاد سبب ساز و تضمین کننده ی رای بالایشان است ، ناراحت نشدند چرا که برای حرف دیگران نیامده بودند که برای باورهایشان آمده بودند و آرمان هایشان . آنان که میانگین سنشان حداکثر به ستاد دانشجویی دیگر کاندیداها می خورد و لکن یک تنه رای اول شهر را کسب نمودند . یاد آن روزی بخیر که دوست وبلاگ نویسی حامی دکتر معین بعد از خوش و بش با بچه ها گفت : « برای کاندیدایتان آرزوی موفقیت نمی کنم ولی برای شما چرا » و غافل از این که موفقیت این دو در گرو همدیگر است . یاد آن روزی که ستادی شخصیتی مهم را برای سخنرانی دعوت کرده بود و دوستان ما چون ستاد در نزدیکی سینما بود و برای آن که کمی جمعیت به چشم نیاید و با نظرات آنان آشنا شوند به آن جا رفتند و جلسه را از رکود کمی بیرون آوردند . یاد آن روزی که سراسیمه رای ها را از این صندوق به آن صندوق جمع می زدیم و هنوز تمام نشده بود که خبر رسید آمار 17 به 10 است و پس از جلسه با شورای تامین با آسودگی بسیار به خواب رفتیم تا فردا صبحی باشد از برای شادی و خوشحالی . در هر حال در این چند ساله خیلی ها نخواستند این پیام و نه بزرگ را به برخی از تفکر ها که رای مردم را سفید امضا از برای خودشان می دانستند درک کنند و شاید هم فهمیدند و از جهت گیری های او ترسیدند که وصف آنان را چه زیبا سلاله ی زهرا ، مقام معظم رهبری ( مد ظله ) بیان نمودند که : « امروز در دولت جدید به رغم همه کارشنکیها این ارزشها سخن اول و حرف رایج شده و دولت صریحاً آنرا بیان میکند و علت دشمنیها چه کسانی که در داخل و چه در خارج هستند همین است که رئیسجمهور به طور صریح به این ارزشها اظهار عشق و علاقه میکند. در داخل نیز، برخی نگاه میکنند آنجایی که این ارزشها پاس داشته میشود کجاست تا به آن حمله کنند و هر خط و حرکتی که علیه ارزشها باشد این افراد آنرا دوست دارند. »
تا بعد حق نگهدارتان
امروز سالگرد پیام تاریخی و هشت ماده ای مقام معظم رهبری به سران قوا پیرامون مبارزه با مفسدین اقتصادی است . همین چند روز پیش هم نام چند مفسد بزرگ را اعلام کردند و البته موارد جرمشان را . هر چه فکر کردمدیدم چاره ای جز یادآوری آن سخنان گهر بار ندارم و البته امید به تحقق آن ها . پس بخوانید شرح آن پیام را :
" بسم الله الرحمن الرحیم
حضرات آقایان رؤساى محترم قواى سه گانه دامت تأییداتهم
تشکیل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى و تهیه طرح مبارزه با فساد که دو قوه مجریه و قضائیه بدان همت گماشته اند، عزم جدى مسئولان را به اقدام در این امر اساسى و حیاتى نوید می دهد. حکومتى که مفتخر به الگو ساختن نظام علوى است باید در همه حال تکلیف بزرگ خود را کم کردن فاصله طولانى خویش با نظام آرمانى علوى و اسلامى بداند، و این جهادى از سر اخلاص و همتى سستى ناپذیر می طلبد. جمهورى اسلامى که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامى، هدف و فلسفه اى ندارد نباید در این راه دچار غفلت شود؛ رفتار قاطع و منصفانه علوى را باید در مد نظر داشته باشد؛ و به کمک الهى و حمایت مردمى که عدالت و انصاف را قدر می دانند تکیه کند.
نامگذارى امسال به نام مبارک " رفتار علوى " فرصت مناسبى است که شما برادران عزیز، خط مراقبت از سلامت نظام را که بحمدالله در سالهاى گذشته همواره در کار بوده، فعالیتى تازه نفس و سازمان یافته ببخشید و با همکارى و اتحاد، افق ها را در برابر چشم این ملت نجیب و مؤمن، روشنتر و شفافتر سازید.
امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادى سالم و ایجاد اشتغال براى جوانان و سرمایه گذارى مطمئن است. و این همه به فضائى نیازمند است که در آن، سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزى و مبتکر علمى و جوینده کار و همه قشرها، از صحت و سلامت ارتباطات حکومتى و امانت و صداقت متصدیان امور مالى و اقتصادى مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند.
اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتى قطع نشود و اگر امتیازطلبان و زیاده خواهان پرمدعا و انحصارجو طرد نشوند، سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب، همه احساس ناامنى و نومیدى خواهند کرد و کسانى از آنان به استفاده از راه هاى نامشروع و غیرقانونى تشویق خواهند شد.
خشکانیدن ریشه فساد مالى و اقتصادى و عمل قاطع و گره گشا در این باره، مستلزم اقدام همه جانبه بوسیله قواى سه گانه مخصوصا دو قوه مجریه و قضائیه است. قوه مجریه با نظارتى سازمان یافته و دقیق و بى اغماض، از بروز و رشد فساد مالى در دستگاه ها پیشگیرى کند، و قوه قضائیه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى کشور بردارد. بدیهى است که نقش قوه مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه کارهاى قانونى است و نیز در ایفاء وظیفه نظارت، بسیار مهم و کارساز است.
لازم است نکاتى را به حضرات آقایان و دیگر دست اندرکاران کشور که می توانند در مبارزه با فساد مالى ایفاء نقش کنند، تذکر دهم :
1 - با آغاز مبارزه جدى با فساد اقتصادى و مالى، یقینا زمزمه ها و بتدریج فریادها و نعره هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتا از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می شوند و طبیعى است بد دلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته اند با آنان همصدا شوند. این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند.
به مسئولان خیرخواه در قواى سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.
2 - ممکن است کسانى بخطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوءاستفاده کنندگان از ثروتهاى ملى، موجب ناامنى اقتصادى و فرار سرمایهها است. به این اشخاص تفهیم کنید که به عکس، این مبارزه موجب امنیت فضاى اقتصادى و اطمینان کسانى است که مى خواهند فعالیت سالم اقتصادى داشته باشند. تولید کنندگان این کشور، خود نخستین قربانیان فساد مالى و اقتصاد ناسالم اند.
3 - کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه قضائیه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستى که میخواهد با ناپاکى دربیفتد باید خود پاک باشد، و کسانى که می خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند.
4 - ضربه عدالت باید قاطع ولى در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بى گناهان، یا معامله یکسان میان خیانت و اشتباه، یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست. مدیران درستکار و صالح و خدمتگزار که بیگمان، اکثریت کارگزاران در قواى سه گانه کشور را تشکیل می دهند نباید مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گیرند و یا احساس ناامنى کنند. چه نیکو است که تشویق صالحان و خدمتگزاران نیز در کنار مقابله با فساد و مفسد، وظیفه اى مهم شناخته شود.
5 - بخشهاى مختلف نظارتى در سه قوه از قبیل سازمان بازرسى کل کشور، دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات باید با همکارى صمیمانه، نقاط دچار آسیب در گردش مالى و اقتصادى کشور را بدرستى شناسائى کنند و محاکم قضائى و نیز مسئولان آسیب زدائى در هر مورد را یارى رسانند.
6 - وزارت اطلاعات موظف است در چهارچوب وظائف قانونى خود، نقاط آسیب پذیر در فعالیتهاى اقتصادى دولتىِ کلان مانند: معاملات و قراردادهاى خارجى، و سرمایه گذاری هاى بزرگ، طرحهاى ملى، و نیز مراکز مهم تصمیم گیرى اقتصادى و پولى کشور را پوشش اطلاعاتى دهد و به دولت و دستگاه قضائى در تحقق سلامت اقتصادى یارى رساند و بطور منظم به رئیس جمهور گزارش دهد.
7 - در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادى نمی تواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.
8 - با این امر مهم و حیاتى نباید بگونه شعارى و تبلیغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. بجاى تبلیغات باید آثار و برکات عمل، مشهود گردد. به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که بجاى پرداختن به ریشهها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى کوچک نروند و نقاط اصلى را رها نکنند. هرگونه اطلاع رسانى به افکار عمومى که البته در جاى خود لازم است، باید بدور از اظهارات نسنجیده و تبلیغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومى را در نظر داشته باشد.
از خداوند متعال اخلاص و جد و توفیق را براى خود و شما و همه مسئولان این امور، مسئلت می کنم و امیدوارم این اقدام مورد رضاى حضرت بقیه الله الاعظم روحى فداه قرار گرفته گام بلندى بسوى رفاه و آسایش عمومى را تدارک کند.
والسلام علیکم - سیدعلى خامنه اى - 10/2/1380 "
به امید تحقق انتظارات این رهبر فرزانه . تا بعد حق یارتان
یادم می آید در اواخر دوران ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی دولت لوایح دو قولویی را تدوین کرده بود که طی آن از مجلس این تقاضا را داشت که با تصویب آن مقدار قابل توجهی از اختیارات فراقانونی را به رییس جمهور دهد تا او بتواند به قول خودشان جوابگوی کارهای کرده و نکرده اش را باشد که از جمله آن ها این بود که بتواند در هر مقطعی هر دادگاهی را که بخواهد تعطیل کند و یا مانع از ادامه رسیدگی شود . البته بماند که در بند اول آن رییس جمهور را بالا ترین مقام رسمی کشور خواسته بودند که بعد ها اعلام شد که اشتباهی تایپی بوده است !!!!!!!! غرض از این یادآوری این ماجرای مورد توجه ارکان چهارم دموکراسی در نسخ امروزشان بوده است که از رییس جمهور به خاطر عدم تایید مصوبه شورای پول و اعتبار در مورد نرخ سود بانکی به دلیل عدم کاهش آن است و این که این امر را از اختیارات آن شورا دانسته اند . سوال من این است که چرا آن موقع تقاضای آن همه اختیارات بود و حال حق مصرح رییس جمهور در امضا و یا عدم امضای مصوبات شورای مذکور را نادیده انگاشته و از او به یکباره سلب نموده و در صدد اصلاح قانون کشور هستند آن هم به تنهایی . به نظر من همه این بهانه گیری ها و غوغاسالاری ها برای این است که دولت را مشغول این مجادلات نموده و از خدمت رسانی ای که در حال انجام آن با جان و دل است بازدارند . از این قبیل که برای من خوبه ولی برای تو نه در این مدت 2 ساله بسیار بوده است که آخرینش همین سد سیوند بود که در دو دولت گذشته تامین اعتبار و ساخته شد ولی همه را به پای این دولت نوشتند . چی بگم والله . تا بعد خداحافظ
نمی دانم شده تا الان که تو از یه ماجرایی خیلی ناراحت باشی و با شدت در جهت اصلاح اون باشی و در حالی که طرف مقابل اصلا هم به عالمش نیست که تو چه می گویی و چه می کشی و یا این که برای کسی زحمتی بکشی و این گونه بشود ؟ این ماجرایی که اینجا نوشته مثل همین است . البته ممکن است که اصلا هم به ایشان ربطی نداشته باشد و مربوط به دیگران باشد . در همین راستا بد نیست اینجا را هم ببینید .
چنر روز پیش خبری شنیدم مبنی بر توقف انتشار روزنامه " آینده نو " و بسیار متاثر شدم . نه برای آن روزنامه بلکه برای همشهریمان جناب وصال که در طول 3 سال 2 تا روزنامه رو از دست داده ، یکی ایران و یکی هم آینده نو . آخه چرا با خودت این کار رو می کنی و با وعده های دیگران جلو میری ؟ البته صحبت هایی هم در اینجا داشته اند که بد نیست گوشه چشمی بیندازید .
وبالاخره اینکه تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا بعضی ها اینجوری اند ؟
یا حق